<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom">
   <title>حاج حمید</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://hajhamid.com/" />
   <link rel="self" type="application/atom+xml" href="http://hajhamid.com/atom.xml" />
   <id>tag:hajhamid.com,2010://1</id>
   <updated>2010-03-08T13:27:10Z</updated>
   
   <generator uri="http://www.sixapart.com/movabletype/">Movable Type 3.35</generator>

<entry>
   <title>دلتنگ روزهای خوب خدا</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://hajhamid.com/archives/2010/000471.php" />
   <id>tag:hajhamid.com,2010://1.471</id>
   
   <published>2010-03-08T12:34:54Z</published>
   <updated>2010-03-08T13:27:10Z</updated>
   
   <summary>سالهاست که در سکوت و خلوت شب به جبهه ها می نگرم و به جدايی بين خود و خاکريزها می انديشم و در اندوه ياران و مردان خاکی پوش با دلتنگی خود مويه سرايی می نمايم هر بار دلم را...</summary>
   <author>
      <name></name>
      <uri>admin</uri>
   </author>
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://hajhamid.com/">
      <![CDATA[<p align="justify"><font face="Tahoma" size="2">سالهاست که در سکوت و خلوت شب به جبهه ها می نگرم</font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma" size="2">و به جدايی بين خود و خاکريزها می انديشم </font></p>
<p align="center"><font face="Tahoma" size="2"><img style="WIDTH: 348px; HEIGHT: 240px" height="178" alt="" width="338" border="1" src="http://hajhamid.persiangig.com/image/hajhamid.jpg" /></font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma" size="2">و در اندوه ياران و مردان خاکی پوش </font><font face="Tahoma" size="2">با دلتنگی خود مويه سرايی می نمايم</font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma" size="2">هر بار دلم را روانه کمين ها در قلب دشمن &laquo; قلاويزان&raquo; و </font><font face="Tahoma" size="2">سنگرهاي متروک شده &laquo;چنگوله&raquo; مي کنم.</font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma" size="2">همان جايی که نقطه رهايی و وصل به خدا بود.</font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma" size="2">همان جايی که بهترين ماوا و گذرگاه مردانی مردی بود که </font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma" size="2">هنوز خاک پايشان طوطيای چشم مان </font><font face="Tahoma" size="2">و رد گامهايشان </font><font face="Tahoma" size="2">يادآورحضورسبزشان درميدان خون و شهادت است.</font></p>
<p align="justify"><font size="2"><font face="Tahoma">مردان خاکی&nbsp;، </font><font face="Tahoma">خاکريزنشينی که ذکردعا و زمزمه های نيمه شبشان </font><font face="Tahoma">در سنگر های به ظاهر تاريک و در معنا نورانی جبهه ها </font><font face="Tahoma">عرش را به تسبيح وا مي داشتند</font></font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma"><font size="2">و با پشت پا زدن به آمال و آرزوهای دنيوی <font face="Tahoma">لحظات شيرين شهادت را تجسم و به انتظار می نشستند </font></font></font></p>
<p align="center"><font face="Tahoma" size="2"><img height="247" alt="" width="342" border="1" src="http://www.sharemation.com/oshagh/maghtal%20-%2014.jpg" /></font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma" size="2">و همچون پرستوي مهاجر تا فراسوی رازها پرواز می نمودند.</font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma" size="2">و با عبور از لابه لای ابرها و کهکشانها خود را به ستاره پرفروغ می رساندند </font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma" size="2">و برای هميشه آشيانه خود را ترک و با اين ديار غربت خداحافظی می نمودند.</font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma"><font size="2">و با شمع وجود خود روشنايی بخش ره گم شده ما در پيچ و خم های روزمره زندگی شدند&nbsp; <br />
</font></font></p>
<p>&nbsp;</p>]]>
      
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>چه کسي &quot;ريگي&quot; را شکار کرد؟</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://hajhamid.com/archives/2010/000470.php" />
   <id>tag:hajhamid.com,2010://1.470</id>
   
   <published>2010-03-05T07:53:00Z</published>
   <updated>2010-03-09T23:44:39Z</updated>
   
   <summary>چندي پيش که قساوت مزدوران ريگي را در سر بريدن سربازي از فرزندان اين آب و خاک ديدم، باخود انديشيدم اگر نقاب از چھره کريه و زشت اين انسان نماھا کنار رود و ميان مردم بيايند مردم باآنھا چه خواھند...</summary>
   <author>
      <name></name>
      <uri>admin</uri>
   </author>
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://hajhamid.com/">
      <![CDATA[<p align="justify"><font size="2"><font face="Tahoma">چندي پيش که قساوت مزدوران ريگي را در سر بريدن سربازي از فرزندان <img height="141" alt="" hspace="2" width="178" align="left" vspace="2" border="1" src="http://www.tabnak.ir/files/fa/news/1387/3/31/11444_956.jpg" />اين آب و خاک ديدم، باخود انديشيدم اگر نقاب از چھره کريه و زشت اين انسان نماھا کنار رود و ميان مردم بيايند مردم باآنھا چه خواھند کرد؟ شايد ھرگز به مخيله ام خطور نمي کرد که بتوان آنھا را از دامن مادرمھربانشان آمريکا و اسرائيل جدا کرد و زنده در خاک ايران به چنگ عدالت سپرد. نه! با ھيچ منطقي جور در نمي آيد. مگر آنکه دستي غيبي يا نفسي مسيحائي پشت کار باشد. آخر چگونه سال ھاست آمريکا نمي تواند &quot;بن لادن&quot; را در خاکي که صدھا ھزار نيرو براي دستگيريش پياده کرده بگيرد در حالي که ھمه دنيا ھم پشت سر اوست؟ و ما بتوانيم کسي را در ھمان خاک که حتي يک نفر ھمراه نداريم به دام بياندازيم در حالي که ھمه دنيا و آمريکا با اوست؟</font></font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma" size="2">اما بالاخره آن آرزوي دست نيافتني محقق شد. خبر مثل بمب در سراسر جھان پخش شد؛ &quot;<font face="Arial" size="3"><strong>ريگی به <img style="WIDTH: 213px; HEIGHT: 183px" height="143" alt="" hspace="2" width="182" align="right" vspace="2" border="1" src="http://www.abna.ir/a/uploads//38/4/38408.jpg" />دام افتاد</strong></font>&quot;. چه کسي او را به دام انداخت؟ نامش، نشانش و تبارش چيست؟ اين حق مردم است که او را بشناسند.</font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma" size="2">اگر تا ديروز کسي او را نمي شناخت. اما قطعا از اين پس بايد نامش در ھر کوي و برزن زبان به زبان شود. تاريخ از او به بزرگي ياد خواھد کرد. پلاکاردھا و بنرھا بر سر در منازل و مغازه ھا به نام او افراشته مي شود. او که از جان گذشته بود و بي پروا. او که پا در رکابي نھاد که با سر رفتن در آتش بود و سوختن. به عملياتي دست زد که استکبار را با ھمه غرورش به لرزه انداخت.با درنده اي دست و پنجه نرم کرد که سالھاست چنگالش به خون صدھا بي گناه آغشته بود. ھمه وجودش بوي خون مي داد. تفريحش بازي با سرھاي بريده بود و افتخارش، شکنجه و تير خلاص به قربانيان نيمه جان بود و نزديک شدن به او يعني خواندن فاتحه خود.</font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma" size="2">و حالا با به دام انداختن اين خون آشام واقعي موقعيتي استثنايی برايش پيش آمده بود تا از پس پرده اي که سال ھا با جان فشاني ھاي ويژه اش بر رخ مي کشيد بيرون آيد و نامش را آشکارا فاش کند. آخر بعضي افتخارات واقعا استثنايي است. کيست که آرامش سال ھا از دست رفته را به ميليون ھا ھم وطن خود ارزاني دارد اما ھمچنان توان ناشناس ماندن داشته باشد؟ مردم که او را بشناسند خاک پايش را توتياي چشم خواھند کرد. فرداست که وقتي نام خود را در بنرھا و پلاکاردھا ببيند، وقتي از کنار بچه ھا و مردمي که به خاطر اين فتح الفتوح اطلاعاتي نقل و شيريني پخش مي کنند بگذرد، براي آنکه به دنيا بفھماند مردم قدر او و ھم قطارانش را به خوبي مي دانند و روحيه سپاس را در مردمش به رخ کانال ھاي مزوّر و دروغ پراکن دنيا بکشد، بادي به غبغب اندازد و با غروري ستودني بگويد&quot; &quot;بله، آن شخص شجاع و فداکار من ھستم&quot;.آن وقت مردم او را بر سر دست بلند خواھند کرد و کيلومترھا بر دوش خود خواھند برد، از او امضاء و با او عکس يادگاري خواھند گرفت. کوچه و خيابان ھا و تمبرھاي يادگاري را به نامش خواھند زد. مانند &quot;ريزعلي دھقان&quot; سال ھاي سال در کتاب ھاي درسي داستانش، نامش و حتي نام اجداد و بستگانش را خواھند نوشت. شبکه ھاي مختلف تلويزيون، با او مصاحبه کرده و تاريخ ھر گاه واژه رھايی چون کياست و صبر و شجاعت و ... به ميان آيد نام او را نيز در کنار اين واژه ھا خواھد ديد.</font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma" size="2">واي خداي من چه افتخاري! آخر او کاري بزرگ کرده است. کاري بزرگ تر از زدن گل به تيم عربستان! حتي بزرگ تر از زدن گل به آمريکا يا دفاع از دروازه در برابر استراليا! کاري در حد و اندازه کار شھداء. او شکارچي اي را به تور انداخته است که بيش از 400 زن و بچه و پير و جوان را يا کشته و يا نيمه جان رھا کرده است. بامداد سه شنبه چھارم اسفندماه، ھواپيماي حامل ريگي در خاک ايران سرفراز فرود آمده و &quot;ريگي&quot; ھمان حيوان خون آشام و وحشي، در چنگ اين دلاور نامي کشور، گرفتار شده است. بوي ايران که به مشامش رسيد، نفس در سينه اش حبس شد! باور کرد که با چه کسي طرف است.<br />
از اساتيد سلفي و تکفيري اش، حديث پيامبر (ص) را در تفسير آيه &quot;<strong> <font face="Arial" size="3">إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِلْمُتَوَسِّمِينَ</font></strong>&quot; بارھا شنيده بود که: <strong><font face="Arial" size="3">اتَّقُوا فِرَاسَةَ الْمُؤْمِنِ فَإِنَّهُ يَنْظُرُ بِنُورِ اللَّه</font>&quot;</strong> (از کياست و تدبير مومن بترسيد زيرا او به نور خدا مي بيند ) تازه فھميد و باور کرد چه اتفاقي افتاده.</font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma" size="2">ھمه صحنه ھاي وحشتناک به يک باره جلوي چشمش رژه رفتند<img style="WIDTH: 201px; HEIGHT: 160px" height="146" alt="" hspace="2" width="195" align="left" vspace="2" border="1" src="http://img2.pict.com/53/64/38/2111703/0/ho996668.jpg" />. صحنه ھاي چون سربريدن آن سرباز مظلوم، آنگاه که مزدورش نقاب بر صورت کشيده بود، موي پيشاني سرباز را گرفت؛ به سختي کشيد، چاقوي تيز را بر گلويش نھاد، آن را با ھيجان تمام و با قدرت، به راست و چپ حرکتداد و به سان گوسفندي زبان بسته، گوش تا گوش گلويش را دريد! سر او را با افتخار تمام بالا آورد،جلوي دوربين گرفت و فيلمش را در شبکه ھاي ماھواره اي و اينترنتي مانند العربيه کثيف پخش کرد.وقتي سر از بدنش جدا مي کرد، حتي مي شد خِر خِر آن بي گناه را شنيد و فوران خون گلويش را ديد! درست مانند وقتي که قصاب روستايم دست و پاي گوسفند را مي بست و سرش را مي بريد. کلکسيوني از انواع سرھا و بدن ھاي قطعه قطعه شده را در پرونده اش دارد.</font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma" size="2">و اينک اين دلاور وطن او را در چنگال خود دارد و آرام آرام از پله ھاي ھواپيما پائين مي آورد. لحظه سرنوشت سازِ براي ثبت يک نام ديگر در کنار صدھا نام پر افتخار دلاوران اين مرز و بوم نزديک است. الان است که دنيا چھره اين مبارز خستگي ناپذير و ديگر يارانش را ببيند. او کمتر از قھرمانان ورزشي که مکان ھاي مختلف به نامشان ثبت مي شود نيست و کمتر از ده ھا و صدھا انساني که در اين چرخه براي ماندگاري نام خود و کشورشان نقش بازي مي کنند نيست.</font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma" size="2">از ھواپيما پ<img style="WIDTH: 206px; HEIGHT: 162px" height="144" alt="" hspace="2" width="208" align="right" vspace="3" border="1" src="http://www.newsparsa.com/files/fa/news/1388/12/4/1600_744.jpg" />ياده شد. دوربين آماده به تصوير کشيدن اوست. ھمه مي خواھند بدانند نامش کيست و صورتش چگونه است چشمانش که ماه ھاست خواب راحت را به خود نديده ھنوز مي بيند و قلبش که از واھمه به نتيجه نرسيدن عمليات، نزديک است از تپش باز ايستد و اينک از پله ھا پائين<br />
مي آيد اما نه، خداي من اين امکان ندارد! اين خيلي بي انصافي است! اين عدالت نيست! نھايتِ بي عدالتي است. ھم در حق او ھم در حق زن و بچه و فاميلش. در حق وطنش. در حق ھرچه انسان غيور و شجاع و از جان گذشته است! او صورتش را پوشانده است. قابل شناسائي نيست! فقط دو<br />
چشم تيز بين و بيدار که از پشت نقابي سياه، مانند &quot;بازي&quot; شکاري به چپ و راست مي چرخد، تا مبادا اندوخته ماه ھا کار سخت اطلاعاتيش به ھدر رود، ديده مي شود. دلم مي خواھد داد بزنم و بگويم او کيست! اما افسوس که من ھم چيزي از نام و نشانش بيشتر از ديگران نمي دانم! فقط<br />
مي دانم او کاري کرده است کارستان. او ھمچنان گمنام است. گمنام براي من. گمنام براي تو. گمنام براي خانواده اش و گمنام براي ھمه. کسي او را نمي شناسد. </font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma" size="2">آري، او فقط مطيع و مجري اوامر ولي فقيه است. او به حق گمنام است. او بي نام و نشان است. او سرباز گمنام امام زمان است. او ...</font></p>
<p align="left"><font face="Tahoma" size="1">ر - ثرايي</font></p>]]>
      
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>اختتامیه مسابقه وبلاگ نویسی بوی سیب</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://hajhamid.com/archives/2010/000462.php" />
   <id>tag:hajhamid.com,2010://1.462</id>
   
   <published>2010-02-26T16:29:22Z</published>
   <updated>2010-03-02T22:45:23Z</updated>
   
   <summary><![CDATA[میلاد با سعــادت و سراسر نور پیامبر رحمت و مهربانی ها، بهانه خلقت ، تاج آفرینش حضرت محمد مصطفی (ص) پرچم دار شاهراه ولایت علوى، جامع علم و عمل و عبادت، حضرت امام جعفر صادق (ع) بر&nbsp;تمامی مسلمانان عالم&nbsp;تبریـک و...]]></summary>
   <author>
      <name></name>
      <uri>admin</uri>
   </author>
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://hajhamid.com/">
      <![CDATA[<p align="center"><font face="Arial" color="#3366ff" size="3">میلاد با سعــادت و سراسر نور </font></p>
<p align="center"><font face="Arial" color="#3366ff" size="3">پیامبر رحمت و مهربانی ها، بهانه خلقت ، تاج آفرینش </font></p>
<p align="center"><font face="Arial" size="3"><font color="#ff6600"><font size="5">حضرت محمد مصطفی</font> <font face="Tahoma" size="1">(ص)</font></font></font></p>
<p align="center"><font face="Arial" color="#3366ff" size="3">پرچم دار شاهراه ولایت علوى، جامع علم و عمل و عبادت، </font></p>
<p align="center"><font face="Arial" size="3"><font color="#ff6600"><font size="5">حضرت امام جعفر صادق</font> <font face="Tahoma" size="1">(ع)</font></font></font></p>
<p align="center"><font face="Arial" color="#3366ff" size="3">بر&nbsp;تمامی مسلمانان عالم&nbsp;تبریـک و تهنیـت&nbsp;باد</font></p>
<p align="center"><img style="WIDTH: 298px; HEIGHT: 64px" height="76" alt="" width="374" src="http://majdah.maktoob.com/vb/up/15431382721608329960.gif" /></p>
<p align="center"><img alt="اختتامیه سومین مسابقه سراسری وبلاگ نویسی بوی سیب" border="1" src="http://weblognews.ir/wp-content/uploads/2010/02/ekh.jpg" /></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma" size="2">مراسم اختتامیه سومین مسابقه سراسری وبلاگ نویسی بوی سیب، طی مراسمی در عصر روز پنجشنبه ششم اسفندماه سال جاری در سالن اجتماعات نهاد نمایندگی ولی فقیه در دانشگاه ها در شهر مقدس و با حضور حجت الاسلام حسینی بوشهری، امام جمعه قم و مسئولین نهادهای مشارکت کننده برگزار شد.</font></p>
<p align="center"><a target="_blank" href="http://www.radiomaaref.ir/_uploads/newsPhotos/9581.jpg"></a></p>
<p align="justify"><font size="2">در ابتدای مراسم فضای سالن و مراسم مزین و عطر آگین شد به نوای زیباو دلنشین قرآن کریم که توسط یکی از قاریان عزیز تـلاوت گردید</font></p>
<p align="justify"><font size="2">سپس حجت&zwnj;الاسلام محمد لطفی نیاسر، مدیر رادیو معارف با اشاره به رشد سریع اینترنت و کاربردهای فراوان آن در جوامع مطالبی را ایراد نمودند</font></p>
<p align="justify"><font size="2">در ادمه مراسم<font face="Tahoma"> حجت&zwnj;الاسلام سید هاشم حسینی بوشهری امام جمعه محترم قم به بیان ویژگی&zwnj;های نهضت حسینی و تاثیرات این قیام بر جامعه شیعی پرداخت و اظهار داشت: باید همه تلاش کنیم با استفاده از ابزار مدرن در برابر دشمن بایستیم.</font></font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma" size="2">سپس علی اصغر جوشقان نژاد، دبیر سومین مسابقه سراسری بوی سیب بیانیه هیأت داوران را قرائت نمود</font></p>
<p align="justify"><font size="2">یکی از برنامه های جانبی این جشنواره بازدید از مراحل ساخت ضریح مبارک حضرت سید الشهدا (ع) بود که واقعا دلچسب و زیبا بود.و معنویت خاصی به کل مراسم داد</font></p>
<p align="center"><img height="155" alt="" width="262" src="http://www.talabeblog.ir/SAM.php?t=YToxOntzOjM6InVzciI7czoxODoiNDFfNDEyNjYzMTQwOTAuanBnIjt9" /></p>
<p><font face="Arial" color="#000000" size="3"><strong>برگزیدگان <strong>بخش وبلاگ نویسی </strong>سومين مسابقه &zwnj;سراسري بوي سيب <font face="Tahoma" size="1">(دارای 6 تندیس)<br />
</font></strong></font><font size="2"><strong><br />
</strong><a target="_blank" href="http://alef-moshavvash.blogfa.com">محمدمجتبی احمدي</a> <font size="1">( نفر اول)<br />
</font><a target="_blank" href="http://barayeayeha.persianblog.ir">مريم روستا</a>&nbsp; <font size="1">( نفر دوم)</font><br />
<a target="_blank" href="http://alavifard.blogfa.com">يحيی علوي فرد</a>&nbsp; <font size="1">( نفر سوم)</font><br />
<a target="_blank" href="http://hovalshafi.persianblog.ir">ياسمن راوری</a>&nbsp; <font size="1">( نفر چهارم)</font><br />
<a target="_blank" href="http://pelak14.mihanblog.com">محمدحسين طاهری خسروشاهی</a>&nbsp; <font size="1">( نفر پنجم)</font><br />
<a target="_blank" href="http://hajhamid.com">حاج حمید</a>&nbsp; <font size="1">( نفر ششم)<br />
</font><a target="_blank" href="http://karbala-ta-karbala.blogfa.com">علی سليمانی</a>&nbsp; <font size="1">( نفر هفتم)</font><br />
<a target="_blank" href="http://sl80.blogfa.com">مسیر</a>&nbsp; <font size="1">( نفر هشتم)<br />
</font><a target="_blank" href="http://khamsy.blogfa.com">فاطمه خمسی</a>&nbsp; <font size="1">( نفر نهم)</font>&nbsp;<br />
<a target="_blank" href="http://attash.mihanblog.com">اميرعلی شريفی</a>&nbsp; <font size="1">( نفر دهم)</font><br />
<a target="_blank" href="http://nodehaki.blogfa.com">حسين اكبری نودهی</a>&nbsp; <font size="1">( نفر یازدهم)</font>&nbsp;<br />
<a target="_blank" href="http://karbalapoem.blogfa.com">مريم حقيقت</a>&nbsp; <font size="1">( نفر دوازدهم)</font>&nbsp;<br />
<a target="_blank" href="http://sajjadmohebbian.blogfa.com">سجاد محبيان</a>&nbsp; <font size="1">( نفر سیزدهم)</font>&nbsp;</font></p>
<p align="center"><font size="2"><font size="3"><font face="Arial"><strong>گزارش تصویری از مراسم اختتامیه<br />
</strong><font size="1">برای دیدن اندازه واقعی عکس ها ، لطفا روی&nbsp;آن کلیک کنید</font><strong>&nbsp;</strong></font></font>&nbsp;</font></p>
<p align="center"><a target="_blank" href="http://talabeblog.ir/userimages/editor_images/photos/12671964851.jpg"><img height="162" alt="حجت الاسلام لطفی نیاسر، مدیر رادیو معارف " width="220" border="0" src="http://talabeblog.ir/userimages/editor_images/photos/12671964851.jpg" /></a>&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; <a target="_blank" href="http://talabeblog.ir/userimages/editor_images/photos/12671964982.jpg"><img height="162" alt="" width="222" border="0" src="http://talabeblog.ir/userimages/editor_images/photos/12671964982.jpg" /></a><br />
<br />
<a target="_blank" href="http://talabeblog.ir/userimages/editor_images/photos/12671965123.jpg"><img height="162" alt="حجت الاسلام و المسلمین حسینی بوشهری امام جمعه قم" width="220" border="0" src="http://talabeblog.ir/userimages/editor_images/photos/12671965123.jpg" /></a>&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; <a target="_top" href="http://talabeblog.ir/userimages/editor_images/photos/12671965787.jpg"><img height="164" alt="رونمایی از نرم افزار پيام ولايت و كلام امام" width="220" border="0" src="http://talabeblog.ir/userimages/editor_images/photos/12671965787.jpg" /></a><br />
<br />
<a target="_top" href="http://talabeblog.ir/userimages/editor_images/photos/12671965254.jpg"><img style="WIDTH: 220px; HEIGHT: 163px" height="161" alt="" width="220" border="0" src="http://talabeblog.ir/userimages/editor_images/photos/12671965254.jpg" /></a>&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; <a target="_blank" href="http://talabeblog.ir/userimages/editor_images/photos/12671965666.jpg"><img height="163" alt="سالن اجتماعات نهاد نمایندگی ولی فقیه در دانشگاهها " width="220" border="0" src="http://talabeblog.ir/userimages/editor_images/photos/12671965666.jpg" /></a><br />
<br />
<a target="_blank" href="http://talabeblog.ir/userimages/editor_images/photos/126720472216.jpg"><img style="WIDTH: 222px; HEIGHT: 164px" height="180" alt="" width="234" border="0" src="http://talabeblog.ir/userimages/editor_images/photos/126720472216.jpg" /></a>&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; <a target="_blank" href="http://talabeblog.ir/userimages/editor_images/photos/126719799613.jpg"><img height="165" alt="محمد دهقان نفر اول بخش عکس" width="220" border="0" src="http://talabeblog.ir/userimages/editor_images/photos/126719799613.jpg" /></a><br />
<br />
<a target="_blank" href="http://talabeblog.ir/userimages/editor_images/photos/12671985419E9E4974.jpg"><img height="165" alt="" width="226" border="0" src="http://talabeblog.ir/userimages/editor_images/photos/126720477518.jpg" />&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; <img height="165" alt="" width="220" border="0" src="http://talabeblog.ir/userimages/editor_images/photos/12671985419E9E4974.jpg" /></a><br />
<br />
<a target="_blank" href="http://talabeblog.ir/userimages/editor_images/photos/12671984369E9E4524.jpg"><img height="164" alt="مجری توانا و خوش سخن مراسم اختتامیه" width="226" border="0" src="http://talabeblog.ir/userimages/editor_images/photos/12671984369E9E4524.jpg" /></a>&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; <a target="_blank" href="http://talabeblog.ir/userimages/editor_images/photos/12671984479E9E4578.jpg"><img height="164" alt="جوشقان نژاد، دبیر  مسابقه وبلاگ‌نویسی بوی سیب " width="218" border="0" src="http://talabeblog.ir/userimages/editor_images/photos/12671984479E9E4578.jpg" /></a><br />
<br />
<a target="_top" href="http://talabeblog.ir/userimages/editor_images/photos/12671984669E9E4762.jpg"><img height="284" alt="تندیس  متبرک به سنگ حرم امام حسین علیه السلام " width="462" border="0" src="http://talabeblog.ir/userimages/editor_images/photos/12671984669E9E4762.jpg" /></a><br />
<br />
<a target="_top" href="http://talabeblog.ir/userimages/editor_images/photos/12672042779E9E4982.jpg"><img height="164" alt="بازدید وبلاگ نویسان از مراحل ساخت ضریح حرم سید الشهدا (ع)" width="222" border="0" src="http://talabeblog.ir/userimages/editor_images/photos/12672042779E9E4982.jpg" /></a>&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; <a target="_top" href="http://talabeblog.ir/userimages/editor_images/photos/12671997859E9E4993.jpg"><img height="164" alt="بازدید وبلاگ نویسان از مراحل ساخت ضریح حرم سید الشهدا (ع)" width="222" border="0" src="http://talabeblog.ir/userimages/editor_images/photos/12671997859E9E4993.jpg" /></a><br />
<br />
<a target="_top" href="http://talabeblog.ir/userimages/editor_images/photos/12671998039E9E5013.jpg"><img height="164" alt="بازدید وبلاگ نویسان از مراحل ساخت ضریح حرم سید الشهدا (ع)" width="222" border="0" src="http://talabeblog.ir/userimages/editor_images/photos/12671998039E9E5013.jpg" /></a>&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; <a target="_blank" href="http://talabeblog.ir/userimages/editor_images/photos/12671999729E9E5020.jpg"><img height="164" alt="نجوایی از  سر دلتنگی با سید الشهدا (ع)" width="222" border="0" src="http://talabeblog.ir/userimages/editor_images/photos/12671999729E9E5020.jpg" /></a><br />
<br />
<a target="_blank" href="http://talabeblog.ir/userimages/editor_images/photos/12672000209E9E5104.jpg"><img height="164" alt="بازدید وبلاگ نویسان از مراحل ساخت ضریح حرم سید الشهدا (ع)" width="222" border="0" src="http://talabeblog.ir/userimages/editor_images/photos/12672000209E9E5104.jpg" /></a>&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; <a target="_blank" href="http://talabeblog.ir/userimages/editor_images/photos/12672000319E9E5131.jpg"><img height="164" alt="بازدید وبلاگ نویسان از مراحل ساخت ضریح حرم سید الشهدا (ع)" width="222" border="0" src="http://talabeblog.ir/userimages/editor_images/photos/12672000319E9E5131.jpg" /></a><br />
<br />
<a target="_blank" href="http://talabeblog.ir/userimages/editor_images/photos/12672000429E9E5153.jpg"><img height="164" alt="بازدید وبلاگ نویسان از مراحل ساخت ضریح حرم سید الشهدا (ع)" width="222" border="0" src="http://talabeblog.ir/userimages/editor_images/photos/12672000429E9E5153.jpg" /></a>&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; <a target="_blank" href="http://talabeblog.ir/userimages/editor_images/photos/12672000099E9E5101.jpg"><img height="164" alt="بازدید وبلاگ نویسان از مراحل ساخت ضریح حرم سید الشهدا (ع)" width="222" border="0" src="http://talabeblog.ir/userimages/editor_images/photos/12672000099E9E5101.jpg" /></a></p>]]>
      
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>نجوایی با مولای غریب</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://hajhamid.com/archives/2010/000458.php" />
   <id>tag:hajhamid.com,2010://1.458</id>
   
   <published>2010-02-20T21:36:13Z</published>
   <updated>2010-02-26T18:42:00Z</updated>
   
   <summary><![CDATA[به بهانه فرا رسیدن نهم ربیع الاول آغاز امامت حضرت ولی عصـر(عج) از وقتى با تو آشنا شده&rlm;ام، هميشه دلم براى با تو بودن تنگ است. وقتى مى&rlm;بينم كه بزرگترها چگونه كودكانه سرگرم اسباب&rlm;بازى&rlm;هاى دنيا شده&rlm;اند، دلم مى&rlm;گيرد. براى تو...]]></summary>
   <author>
      <name></name>
      <uri>admin</uri>
   </author>
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://hajhamid.com/">
      <![CDATA[<p align="left"><font face="Arial" color="#ffffff" size="3">به بهانه فرا رسیدن <br />
نهم ربیع الاول <br />
آغاز امامت حضرت ولی عصـر(عج)</font></p>
<p><font face="Tahoma" size="2">از وقتى با تو آشنا شده&rlm;ام، <br />
هميشه دلم براى با تو بودن تنگ است. <br />
وقتى مى&rlm;بينم كه بزرگترها چگونه كودكانه سرگرم اسباب&rlm;بازى&rlm;هاى دنيا شده&rlm;اند، <br />
دلم مى&rlm;گيرد. </font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma" size="2">براى تو مى&rlm;نويسم، <br />
تويى كه هرگز نديدمت، <br />
تويى كه يار تنهايى و ياور بى كسى&rlm;هايم هستى. </font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma" size="2"><strong>سوار سبزپوش عدالت!</strong> <br />
مى&rlm;دانم روزى خواهى آمد و با قدوم مباركت جهان را پر از نور خواهى كرد؛ <br />
به راستى كدام جمعه آبستن ظهور توست؟</font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma" size="2">... چقدر سخت و دلگير كننده است، <br />
غروب آدينه&rlm;هايى كه يكى پس از ديگرى بى تو مى&rlm;گذرند. <br />
آن قدر دلتنگ هستم كه هرگاه ياد فراقت به ذهنم خطور مى&rlm;كند، <br />
چشمانم پر از اشك مى&rlm;شود و به اميد وصالت لبريز. </font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma" size="2"><strong>مهدى جان! <br />
</strong>&laquo; بر من سخت است كه همه را ببينم و تو را نبينم &raquo;</font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma" size="2"><strong>آقاى خوبم!</strong> <br />
كى مى&rlm;آيى تا دلم را فرش راه قدوم مباركت نمايم؟! <br />
مى&rlm;دانم وقتى بيايى، زيبايى، محبت، عطوفت و عدالت را براى ما به ارمغان مى&rlm;آورى. <br />
وقتى بيايى غم&rlm;ها از دلم مى&rlm;روند و لحظات زندگى&rlm;ام را يكى پس از ديگرى به عشق تو ورق مى&rlm;زنم. </font></p>
<p align="center"><font face="Tahoma" size="2"><font face="Arial" size="3"><strong>گفته بودم چو بيايى غم دل با تو بگويم&nbsp; <br />
<br />
چه بگويم كه غم از دل برود چون تو بيايى</strong></font> </font></p>
<p align="center"><img style="WIDTH: 306px; HEIGHT: 225px" height="534" alt="" width="438" src="http://i4.tinypic.com/4vg1sua.jpg" /></p>]]>
      
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>هویت گمشده</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://hajhamid.com/archives/2010/000456.php" />
   <id>tag:hajhamid.com,2010://1.456</id>
   
   <published>2010-02-16T21:31:00Z</published>
   <updated>2010-02-20T21:39:17Z</updated>
   
   <summary><![CDATA[حجاب ! حجاب موضوعیه که تا اسمش میاد سریع نظرها به سمت&nbsp;خانم ها&nbsp;معطوف میشه! و فکر می کنیم موضوع حجاب و حفظ پوشش&nbsp;فقط برای خانم هاست اگرپوشیدن مانتوی کوتاه ، آستین ها را تا بازو بالا زدن ، مو بیرون...]]></summary>
   <author>
      <name></name>
      <uri>admin</uri>
   </author>
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://hajhamid.com/">
      <![CDATA[<p align="justify"><font face="Tahoma" size="2">حجاب !<br />
حجاب موضوعیه که تا اسمش میاد<br />
سریع نظرها به سمت&nbsp;خانم ها&nbsp;معطوف میشه</font><font face="Tahoma" size="2">!<br />
و فکر می کنیم موضوع حجاب و حفظ پوشش&nbsp;فقط برای خانم هاست</font><font face="Tahoma" size="2"><br />
اگرپوشیدن مانتوی کوتاه ، آستین ها را تا بازو بالا زدن ، مو بیرون گذاشتن، پاچه های شلوار را تا زانو چاک دادن و ... مصداق بد حجابی ست و نفی شده است<br />
و اگر به خانم ها&nbsp;توصیه شده &nbsp;که نباید طوری پوشش داشته باشند که همانند مردها شوند<br />
<br />
پس&nbsp;وظیفه&nbsp;&nbsp;آقایان در موضوع حجاب چیه ؟ <br />
آیا مردها حق دارند هر طور که دوست دارن باشند و یا مثل&nbsp;خانم ها ظاهر بشن!&nbsp;<br />
مثل خانم ها ابرو بردارند، مو هایشان را رنگ یا مدل زنانه کوتاه کنند ، با انو<img height="203" alt="" hspace="2" width="144" align="left" vspace="3" src="http://www.ebtekarnews.com/CrThumb.aspx?Pic=ebtekar\Images\499\707125475004688.jpg&amp;X=236&amp;Y=268" />اع لوازم آرایشی چهره خودشونو بزک&nbsp;و گردنبند طلا و ... بیاندازند ، و ناخن بلند کنند و ...<br />
<br />
متاسفانه این تصور غلطیه که فکر میکنیم حجاب فقط برای خانم هاست و تنها خانم ها&nbsp;موظف به&nbsp;حفظ حجاب&nbsp;هستند<br />
غافل از اینکه&nbsp;حجاب برای آقایان نیز توصیه شده و دستورات&nbsp;متعددی در این رابطه در دین و شرع مقدس اسلام و آیات و روایات&nbsp;آمده است <br />
<br />
این روزها وقتی نظری گذرایی به&nbsp;جامعه می اندازیم <br />
متاسفانه و ابراز شرمندگی&nbsp;شاهدیم برخی آقایان در این زمینه بقدری دچار افراط شده اند که حتی گوی سبقت را از&nbsp;خانم ها&nbsp;هم ربوده اند! <br />
و آنقدر خودشونو از&nbsp;نظر ظاهر و رفتار و خلق و خو شبیه&nbsp;خانم ها&nbsp;نموده اند&nbsp;و&nbsp;با مدرن ترین و جدیدترین لوازم آرایشی زنانه خود را بزک&nbsp;میکنند که هیچ شباهتی از مرد بودن در آنها&nbsp;نمیشه پیدا کرد و از&nbsp;مردی و مردانگی&nbsp;تنها اسم&nbsp;اونو با خودشون&nbsp;یدک می کشند <br />
<br />
توی این روزگار وقتی دور و برمونو نگاه می کنیم<br />
</font><font face="Tahoma" size="2">دیگه کمتر از زنانه بودن زنان ما&nbsp; و مردانه بودن مردان ما خبری ست<br />
زنان پوششی کاملاً مردانه گرفته اند و مردان ظاهری زنانه! و به این ظاهر و هیبت خود مستانه افتخار و مباهات می کنند<br />
<font face="Arial" size="3"><strong>انگار هویت خود را باخته&nbsp;و شخصیت اصلی خود را گم کرده اند!<br />
</strong><font face="Tahoma" size="2">این سوالی ست که که باید براش جوابی مناسب پیدا کرد<br />
</font><strong><font color="#000000" size="4">ايــن تــذهبـــون؟</font></strong></font></font><font face="Tahoma" size="2"><font face="Arial" size="3"></font></font></p>]]>
      
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>ربیع الاول</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://hajhamid.com/archives/2010/000455.php" />
   <id>tag:hajhamid.com,2010://1.455</id>
   
   <published>2010-02-15T21:01:52Z</published>
   <updated>2010-02-16T22:47:25Z</updated>
   
   <summary><![CDATA[حلول ماه ربیع الاول &nbsp;ماه شادی و سروراهل بیت(ع) به عمـوم مسلمیـن جهـان مبـارك بـاد...]]></summary>
   <author>
      <name></name>
      <uri>admin</uri>
   </author>
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://hajhamid.com/">
      <![CDATA[<p align="center"><strong><font face="Arial" size="3">حلول ماه ربیع الاول</font></strong></p>
<p align="center"><strong><font face="Arial" size="3">&nbsp;ماه شادی و سروراهل بیت(ع) </font></strong></p>
<p align="center"><strong><font face="Arial" size="3">به عمـوم مسلمیـن جهـان مبـارك بـاد<br />
</font></strong><br />
<img height="250" alt="" width="430" src="http://www.salavaty.com/Images/FckEditor/image/salavat_gh_11(1).jpg" /></p>]]>
      
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>درسوگ جـانـان</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://hajhamid.com/archives/2010/000441.php" />
   <id>tag:hajhamid.com,2010://1.441</id>
   
   <published>2010-02-12T19:50:44Z</published>
   <updated>2010-02-16T05:58:36Z</updated>
   
   <summary> یا رسول اللّه! امروز ماتم سرای دل را به نام تو، سیه پوش کرده ایم و نام مبارک تو را با درود و تحیّت بر زبان جاری می سازیم. سلام بر تو که گام هاى مهتابى ات شب هاى...</summary>
   <author>
      <name></name>
      <uri>admin</uri>
   </author>
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://hajhamid.com/">
      <![CDATA[<p align="center"><font face="Tahoma" size="2"><strong><img height="279" alt="" width="384" src="http://ghorany.ir/images/payambar_v.jpg" /></strong></font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma" size="2"><strong>یا رسول اللّه! <br />
</strong>امروز ماتم سرای دل را به نام تو، سیه پوش کرده ایم و نام مبارک تو را با درود و تحیّت بر زبان جاری می سازیم.<br />
سلام بر تو که گام هاى مهتابى ات شب هاى جهل بشر را به جاده هاى راستى کشاند!<br />
مثل تو دیگر در پهنه زمین تکرار نخواهد شد، اما با تکرار صلوات بر تو، نور حضورت را در قلب خود احساس مى کنیم.<br />
با غروب آفتاب تو، کعبه تا قیامت سیه پوش گشته و زمزم، اشک عزا به رخسار مکه مى ریزد.<br />
<font face="Arial" size="3"><strong>رحلت جانسوز خاتم مهربانى و عشق بر عاشقان رسالتش تسلیت باد</strong></font></font></p>
<p align="center"><img height="290" width="388" alt="" src="http://ghorany.ir/images/imam_hasan_sh_1.jpg" /></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma" size="2"><strong>سلام، غریب تر از هر غریب!</strong><br />
سلام، مزار بی چراغ، تربت بی زایر، بهشت گمشده!<br />
سلام، آتشفشان صبر، چشمان معصوم، بازوان مظلوم، زبان ستمدیده!<br />
سلام، سینه شعله ور، جگر سوخته، پیکر تیرباران شده!<br />
سلام، امام غریب من!<br />
<strong><font face="Arial" size="3">شهادت دومین نور ولایت، صاحب کرامت و شفیع قیامت، امام حسن مجتبى علیه السلام ، تسلیت باد<br />
</font></strong></font></p>
<p align="center"><img style="WIDTH: 408px; HEIGHT: 300px" height="315" alt="" width="408" src="http://www.rasekhoon.net/_WebsiteData/Article/ArticleImages/1/1388/Azar/10/1111111111111111111111111111111111111111111111111111111111111111111111111111111111111.jpg" /></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma" size="2"><strong>السلام علیک یا امام الرئوف!</strong><br />
سلام بر تو که مهربانی هایت از شمار زائران انبوهت بسیار بیشتر است.<br />
سلام بر تو ای خورشید تابان خراسان که تمام انگورها، مرثیه خوان واپسین لحظات توانَد.<br />
سلام بر تو ای عصمت هشتم! کوچه های توس، هنوز بوی عطرآگین تو را می دهد و آوای غریب ملایک هنوز در طواف حریم کبریایی ات به گوش می رسند.<br />
امروز، سلام اشکبار ما با سوختن &laquo;اباصلت&raquo; همراه شده است.<br />
<strong><font face="Arial" size="3">شهادت هشتمین نور ولایت، سلطـان سریر ارتضاء، آقا علی بن موسی الرضا علیه السلام ، تسلیت باد</font></strong></font></p>]]>
      
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>دغدغه شما چيه؟ </title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://hajhamid.com/archives/2010/000432.php" />
   <id>tag:hajhamid.com,2010://1.432</id>
   
   <published>2010-02-05T21:38:48Z</published>
   <updated>2010-02-16T05:57:46Z</updated>
   
   <summary>خوب حرفی زد يه طورائی حرف دل همه مون بود می گفت : اين روز ها جشن دهه فجر برگزار میشه چه خوبه يک بار ديگه برگرديم پشت سرمون را نگاه کنيم ببينيم دغدغه روزهای اول انقلاب چه بود؟ توی...</summary>
   <author>
      <name></name>
      <uri>admin</uri>
   </author>
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://hajhamid.com/">
      <![CDATA[<p align="center"><font face="Tahoma" size="2">خوب حرفی زد</font></p>
<p align="center"><font face="Tahoma" size="2">يه طورائی حرف دل همه مون بود </font></p>
<p align="center"><font face="Tahoma" size="2">می گفت : اين روز ها جشن دهه فجر برگزار میشه </font></p>
<p align="center"><font face="Tahoma" size="2">چه خوبه يک بار ديگه برگرديم پشت سرمون را نگاه کنيم <br />
<br />
<font color="#000000">ببينيم</font></font></p>
<p align="center"><font face="Tahoma" size="2">دغدغه روزهای اول انقلاب چه بود؟</font></p>
<p align="center"><font face="Tahoma" size="2">توی سالهای اوليه انقلاب</font></p>
<p align="center"><font face="Tahoma" size="2">بعدش توی دوره جنگ، <br />
<br />
بعدش هم دوره های سخت ديگه </font></p>
<p align="center"><font face="Tahoma" size="2">چه دغدغه هايی داشتيم دغدغه هامون اسلام بود <font size="1">(آره اسلام)</font> </font></p>
<p align="center"><font face="Tahoma" size="2">حال چی؟ </font></p>
<p align="center"><font face="Tahoma" size="2">دغدغه حالامون چيه؟</font></p>
<p align="center"><font face="Tahoma"><font size="2">انشاالله که حالا هم دغدغه مون اسلام باشه </font><font size="1">(آره اسلام) </font></font></p>
<p align="center"><font face="Tahoma"><font face="Arial" size="3"><strong>دغدغه شما چيه؟</strong></font> </font></p>]]>
      
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>همراه كربلاييان گام برداريم تا حسينى بمانيم</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://hajhamid.com/archives/2010/000427.php" />
   <id>tag:hajhamid.com,2010://1.427</id>
   
   <published>2010-02-02T21:49:50Z</published>
   <updated>2010-02-22T11:56:44Z</updated>
   
   <summary><![CDATA[ در غروب عطش آلود، وقتى برق شقاوت خنجرى آبگون بر حنجره آخرين شهيد نشست. وقتى صداى شكستن استخوان در گوش سم&rlm;ها پيچيد و آنگاه كه خيمه&rlm;ها در رقص شعله&rlm;ها گم شدند، جلادان همه چيز را تمام شده انگاشتند. هشتاد...]]></summary>
   <author>
      <name></name>
      <uri>admin</uri>
   </author>
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://hajhamid.com/">
      <![CDATA[<p align="center"><font face="Tahoma" size="2"><img alt="" src="http://picup.ir/image-3F58_4B67A2AF.gif" /></font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma" size="2">در غروب عطش آلود، وقتى برق شقاوت خنجرى آبگون بر حنجره آخرين شهيد نشست. <br />
وقتى صداى شكستن استخوان در گوش سم&rlm;ها پيچيد و آنگاه كه خيمه&rlm;ها در رقص شعله&rlm;ها گم شدند، <br />
جلادان همه چيز را تمام شده انگاشتند. </font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma" size="2">هشتاد و چهار كودك و زن، در ازدحام نيزه و شمشير، <br />
از ساحل گودالى كه همه هستى&rlm;شان را در آغوش گرفته بود گذشتند. <br />
تازيانه در پى تازيانه، تحقير و توهين و قاه&rlm;قاهى كه با آه آه كودكان گره مى&rlm;خورد، <br />
گستره ميدان شعله&rlm;ور را مى&rlm;پوشاند. </font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma" size="2">دشمن به جشن و سرور ايستاده است <br />
و نوازندگان، دست افشان و پايكوبان، <br />
در كوچه&rlm;هاى آراسته، به انتظار كاروانى هستند <br />
كه با هفتاد و دو داغ، با هفتاد و دو پرچم، <br />
با شكسته&rlm;ترين دل و تاول&rlm;زده&rlm;ترين پا، <br />
به ضيافت تمسخر و طعنه و خاكستر و خنده آمده است. </font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma" size="2">زنان با تمامى زيورآلاتشان به تماشا آمده&rlm;اند. <br />
همه را انديشه اين است كه با فرو نشستن سرها بر نيزه، همه سرها فرو شكسته است. <br />
اما خروش رعدگونه زينب&rlm;عليها السلام، آذرخش خشم سجادعليه السلام و زمزمه حسين&rlm;عليه السلام بر نيزه، همه چيز را شكست. <br />
شهر يكپارچه ضجه و اشك و ناله شد و باران كلام زينب جان&rlm;ها را شست <br />
و آفتاب را از پس غبارها و پرده&rlm;ها به ميهمانى چشم&rlm;هاى بسته آورد. </font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma" size="2"><font face="Arial" size="3"><strong>چهل روز گذشت. <br />
</strong></font>حقيقت، عريان&rlm;تر و زلال&rlm;تر از هميشه از افق خون سربرآورد. <br />
كربلا به بلوغ خويش رسيد و جوشش خون شهيد، خاشاك ستم را به بازى گرفت. <br />
خونى كه آن روز در غريبانه&rlm;ترين غروب، در گمنام&rlm;ترين زمين، در عطشناك&rlm;ترين لحظه بر خاك چكه كرد، <br />
در آوندهاى زمين جارى شد و رگ&rlm;هاى خاك را به جنبش و جوشش و رويش خواند. </font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma" size="2"><font face="Arial" size="3"><strong>چهل روز آسمان <br />
</strong></font>در سوگ قربانيان كربلا گريست و هستى، داغدار مظلوميت&rlm;حسين&rlm;عليه السلام شد. </font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma" size="2"><font face="Arial" size="3"><strong>چهل روز</strong></font><br />
ضرورت هميشه بلوغ است، مرز رسيدن به تكامل است <br />
و مگر ما سرما و گرما را به &laquo; چله&rlm; &raquo; نمى&rlm;شناسيم <br />
و مگر ميعادگاه موسى در خلوت طور، با چهل روز به كمال نرسيد. </font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma" size="2"><font face="Arial" size="3"><strong>اينك، چهل روز</strong></font> است كه هر سبزه مى&rlm;رويد، <br />
هر گل مى&rlm;شكفد، هر چشمه مى&rlm;جوشد <br />
و حتى خورشيد در طلوع و غروب، سوگوار مظلوم قربانگاه عشق است. </font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma" size="2"><font face="Arial" size="3"><strong>چهل روز است</strong></font> <br />
كه انقلاب از زير خاكستر قلب&rlm;ها شراره مى&rlm;زند. <br />
آنان كه رنج پيمان&rlm;شكنى بر جانشان پنجه مى&rlm;كشيد <br />
و همه آنان كه شاهد مظلوميت كاروان تازيانه و اشك و اندوه بودند <br />
و همه آنان كه وقتى به كربلا رسيدند كه تنها غبار صحنه جنگ و بوى خون تازه و دود خيمه&rlm;هاى نيم سوخته را ديدند، <br />
اينك برآشفته&rlm;اند، بر خويش شوريده&rlm;اند. <br />
شلاق اعتراض بر قلب خويش مى&rlm;كوبند و اسب جهاد زين مى&rlm;كنند. </font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma" size="2"><font face="Arial" size="3"><strong>چهل روز است</strong></font> <br />
كه يزيد جز رسوايى نديده <br />
و جز پتك استخوان كوب، فريادى نشنيده.</font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma" size="2"><font face="Arial" size="3"><strong>چهل روز است</strong></font> <br />
استبداد بر خود مى&rlm;پيچد <br />
و حق در سيماى كودكانى داغدار و ديدگانى اشكبار و زنانى سوگوار رخ نموده است. <br />
اينك، هنگامه بلوغ ايثار است. <br />
هنگامه برداشتن بذرى است كه <br />
در تفتيده&rlm;ترين روز در صحراى طف در خاك حاصلخيز قتلگاه افشانده شد. </font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma" size="2"><strong><font face="Arial" size="3">اربعين است. <br />
</font></strong>كاروان به مقصد رسيده است. <br />
تير عشق كارگر افتاده و قلب سياهى چاك خورده است. <br />
آفتاب از پس ابر شايعه و دروغ و فريب سر برآورده <br />
و پشت پلك&rlm;هاى بسته را مى&rlm;كوبد <br />
و دروازه ديدگان را به گشودن مى&rlm;خواند. </font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma" size="2"><font face="Arial" size="3"><strong>اربعين است.</strong></font> <br />
هنگامه كمال خون، بارورى عشق و ايثار، فصل رويدن، چيدن و دوباره روييدن. <br />
هنگامه ميثاق است و دوباره پيمان بستن. <br />
و كدامين دست محبت&rlm;آميز است تا دستى را كه چهل روز از گودال، به اميد فشردن دستى همراه، برآمده، بفشارد ؟ <br />
كدامين سر سوداى همراهى اين سر بريده را دارد <br />
و كدامين همت، ذوالجناح بى&rlm;سوار را زين خواهد كرد؟ </font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma" size="2"><strong><font face="Arial" size="3">اربعين است. <br />
</font></strong>عشق با تمام قامت&rlm;بر قله &laquo; گودال &rlm;&raquo; ايستاده است ! <br />
دو دستى كه در ساحل علقمه كاشته شد، بلند و استوار چونان نخل&rlm;هاى بارور، سربرآورده <br />
و حنجره&rlm;اى كوچك كه به وسعت تمامى مظلوميت فرياد مى&rlm;كشيد، آسمان در آسمان به جست&rlm;وجوى همصدا و همنوا سير مى&rlm;كند. <br />
راستى، كدامين ياورى به &laquo; همنوايى &rlm;&raquo; و همراهى برمى&rlm;خيزد؟ <br />
مگر هر روز عاشورا و همه خاك، كربلا نيست ؟ </font></p>
<p align="center"><font face="Tahoma" size="2"><strong><font face="Arial" size="5">بياييد همواره همراه كربلاييان گام برداريم <br />
<br />
تا حسينى بمانيم<br />
</font></strong></font></p>]]>
      
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>بـاران عـاشقـی</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://hajhamid.com/archives/2010/000414.php" />
   <id>tag:hajhamid.com,2010://1.414</id>
   
   <published>2010-01-29T09:53:39Z</published>
   <updated>2010-02-02T21:57:30Z</updated>
   
   <summary><![CDATA[می ترسم ! ! می ترسم تو نباشی&nbsp; و اشک های غريبانه تو باشد که از آسمان بر صورت روز گار فرو می چکد. وقتی تو نيستی باران تمام اشک های دلتنگ را هم نوا با خويش جاری ميکند و...]]></summary>
   <author>
      <name></name>
      <uri>admin</uri>
   </author>
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://hajhamid.com/">
      <![CDATA[<p align="justify"><font face="Tahoma" size="2">می ترسم ! !</font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma" size="2"><font face="Tahoma" size="2">می ترسم تو نباشی&nbsp;</font> </font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma" size="2">و اشک های غريبانه تو باشد </font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma" size="2">که از آسمان بر صورت روز گار فرو می چکد.</font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma" size="2">وقتی تو نيستی </font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma" size="2">باران تمام اشک های دلتنگ را </font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma" size="2">هم نوا با خويش جاری ميکند <br />
<br />
و بغض ها را ميشکند .</font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma" size="2">وقتی تو نيستی </font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma" size="2">باران همان نبودن توست </font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma" size="2">که قطره قطره گريه ميشود در جای جای زندگی.</font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma" size="2">باران را بی تو نمی خواهم </font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma" size="2">وقتی که نمی دانم تو<br />
<br />
در کجای زمين بر خطاهای من اشک ميريزی </font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma" size="2">و گناهان مرا دل نگراني .</font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma" size="2">باران را نمی خواهم </font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma" size="2">که باران اشک توست&nbsp; <br />
<br />
برای شستن زمين از تمام بديها و زشتيها </font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma" size="2">من اشک تو را نمی خواهم <br />
<br />
طاقت ندارم.</font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma" size="2">وقتی تو نيستی </font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma" size="2">باران را نمی خواهم </font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma" size="2">حتی اگر زيباترين و زلال ترين باشد.</font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma" size="2">تو بايد بيايی </font><font face="Tahoma" size="2">که باران به اصالت خويش باز گردد.</font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma" size="2">تو بايد باشی </font><font face="Tahoma" size="2">تا باران به مژده آسمانی بدل شود </font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma" size="2">و اميد را زمزمه کند.</font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma" size="2">توبايد باشی </font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma" size="2">که در ميان باران </font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma" size="2">چشمان مهربانت را به هر سو بدوزی </font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma" size="2">و رنگين کمان شادی را </font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma" size="2">در ميان باران رحمت پروردگارت پديدار سازی.</font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma" size="2">تو بايد باشی </font><font face="Tahoma" size="2">تا باران <br />
<br />
تمام وسعت کويری خاک را سيراب کند</font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma" size="2">وگرنه دور ازتو </font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma" size="2">هيچ سيلابی تشنگی های زمين را اقامه نخواهد کرد.<br />
</font></p>
<p align="center"><font face="Tahoma" size="2"><font face="Arial" size="5">&laquo; اللهم عجـل الولیک الفـرج &raquo;</font><br />
</font></p>]]>
      
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>سوگنامه غريبى در ديار غريبان </title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://hajhamid.com/archives/2010/000410.php" />
   <id>tag:hajhamid.com,2010://1.410</id>
   
   <published>2010-01-20T19:52:09Z</published>
   <updated>2010-02-22T11:46:15Z</updated>
   
   <summary><![CDATA[ چشمانش را كه گشود، موج نگاهش را به درياى نگاه عمه فرستاد. عطر نوازشگر دستان عمه را در هواى ساكت خرابه بوييد. غنچه كبودش را از هم گشود و فريادى به بلندى بام&rlm;هاى دنيا در حنجره&rlm;اش جان گرفت و...]]></summary>
   <author>
      <name></name>
      <uri>admin</uri>
   </author>
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://hajhamid.com/">
      <![CDATA[<p align="center"><img alt="" src="http://img98.com/images/q5k3vkr55y0izx6wwo3.gif" /></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma"><font size="2"><font color="#000000">چشمانش را كه گشود، <br />
موج نگاهش را به درياى نگاه عمه فرستاد. <br />
عطر نوازشگر دستان عمه را در هواى ساكت خرابه بوييد. <br />
غنچه كبودش را از هم گشود و فريادى به بلندى بام&rlm;هاى دنيا در حنجره&rlm;اش جان گرفت <br />
و همچون نجوايى غريب به گوش رسيد كه: بابا...<br />
<br />
</font><font face="Tahoma"><font color="#000000">ترنم دردآفرين نهيبش پنجه&rlm;اى دردناك شد كه بر دل&rlm;ها چنگ انداخت و باران، آشيانه چشمان همگان را با خود شستشو داد. صداى شيون ملائك به گوش مى&rlm;رسيد. در آن گوشه خرابه، بر پيكر شب، سياهى سايه افكنده بود و ماه از شرم روى سه ساله دخترى، رخ در نقاب كشيده بود. شهر در پس پرده&rlm;هاى غبار آلود غفلت و جهالت خفته بود كه ناگاه فريادى به بلنداى تاريخ، چشمان غنوده در بى خبرى را بر آشفت، مجسمه ظلم و فساد كه در شرارت خود فنا گشته بود، تلاطم شب را به اوج رسانيد آن گاه كه حيرت زده پرسيد: چيست اين صدا؟... و پاسخ شنيد: سه ساله دخترى بابا مى&rlm;خواهد. آنگاه خنده&rlm;اى كريه سر داد و جغدان شوم به شب نشسته با او همنوا شدند. طبق نور وارد خرابه شد و عطر بابا فضاى جان&rlm;ها را از آن خود كرد. <br />
<br />
</font><font face="Tahoma"><font color="#000000">ملائك آرام گرفتند تا سه ساله دختر به پيشواز طبق رود <br />
و جام جانش را با بوسه بر لبان پدر لبريز سازد.<br />
عطر آسمانى پدر را به مشام جان خريده بود و مى&rlm;گشت و چشمان جستجوگرش را بر طبق پوشيده دوخته بود. زانو بر زمين نهاد آن گاه كه طبق را مقابل چشمانش بر زمين نهادند. صداى تلاوت نور را شنيد و نجواى دلنشين بابا... <br />
<br />
<font face="Tahoma">عمه را نگريست كه چشمانش خانه درد بود و زانو بر زمين نهاده بود.</font></font></font></font></font></font></p>
<font face="Tahoma"><font face="Tahoma"><font face="Tahoma"><font face="Tahoma">
<p align="left"><font face="Tahoma" color="#000000" size="2">چشم&rlm;ها به او دوخته شده بود و آماده باريدن بود. <br />
آه و ناله افلاكيان به گوش مى&rlm;رسيد <br />
و صداى مويه ملائك جان&rlm;ها را به آتش مى&rlm;كشيد. <br />
دست بر پرده نهاد و عمه چشمانش را بست. <br />
عطر الهى بابا را از پس پرده شنيده بود <br />
و حالا مشتاق ديدار چشمان هميشه سخنگوى بابا... <br />
و آن چه ديد...</font></p>
<p align="center"><font face="Tahoma" size="2"><img style="WIDTH: 394px; HEIGHT: 211px" height="756" alt="" width="1382" src="http://img98.com/images/c2qoudxe15s95tfdtl15.gif" /></font></p>
<p align="justify"><font color="#000000"><font face="Tahoma"><font size="2">اركان عرش لرزيد <br />
و شهر با فرياد جان&rlm;خراش سه ساله دخترى غمديده، از خواب غفلت به درآمد. <br />
عطر پاك چشم&rlm;هاى بابا هواى خرابه را از آن خود كرد <br />
و نفس&rlm;ها بوى عشق گرفت. <br />
جمله&rlm;اش در سراسر تاريخ طنين انداز گشت: <br />
</font><strong><font face="Arial" size="3">&laquo;... يا ابتاه! <br />
من ذاالذى خضبك بدمائك؟ <br />
يا ابتاه! <br />
من ذاالذى قطع وريديك؟ <br />
يا ابتاه! <br />
من ذاالذى ايتمنى على صغر سنى؟...&raquo;</font></strong></font></font></p>
<font color="#000000">
<p align="center"><font size="2"><font face="Tahoma">لب بر لب خونين پدر نهاد <br />
و هرم داغ عاشورا دوباره در تمام لحظه&rlm;هاى خرابه پيچيد. <br />
با دستان كوچكش تمام مرثيه&rlm;ها را مقابل ديدگان پدر ورق زد <br />
و سوگنامه غريبى را در ديار غريبان به نجوا نشست. <br />
دوباره غروب عاشورا زنده شد <br />
و دوباره داغ اندوه سنگين&rlm;تر از هر زمان ديگرى <br />
جان&rlm;ها را نواخت و قلب&rlm;ها را گداخت.</font><br />
<br />
</font></p>
</font>
<p align="left"><font face="Tahoma" color="#000000"><font size="2">آن گاه كه تاول پرخون پاهايش را در معرض ديدگان پدر نهاد، <br />
آخرين جرعه&rlm;هاى عشق را از لبان پدر نوشيد <br />
و عطر آسمانى پدر را به كام جان خريد <br />
و اين آغاز صبحى بود با طراوت و روشن در زندگى رقيه سه ساله! <br />
صبحى كه جان او را پيوندى داد ابدى با جان عاشق پدر، <br />
و ملائك شيون كردند و صداى مويه شان در افلاك طنين انداز شد <br />
و خرابه شام ماند و نجواى هميشه زنده دختركى دردمند در هجران دردآلود پدر <br />
و شام ماند و شرمندگى&rlm;اش <br />
كه تا هميشه تاريخ رنج و محنت دخترى سه ساله را به دوش خواهد كشيد. <br />
</font></font></p>
<p align="right"><font size="2"><font face="Tahoma" color="#000000">عمه ماند و دردى افزون كه بار امانت از دستش افتاد و نوگلى نازدانه پرپر شد؛ <br />
پيش از آن كه عطر روح بخش پدر را دوباره از فضاى شهر مدينه بشنود <br />
و سر در آغوش رسول الله (صلى&rlm;الله&rlm;عليه&rlm;وآله) بنهد و بغض با او بگشايد.. <br />
و شام ماند و تمام غصه&rlm;هايش <br />
و سوز و غربت دختركى كه همه تاريخ را با ناله&rlm;هايش سوزاند!</font>&nbsp;<br />
</font></p>
</font></font></font></font>]]>
      
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>چه كسی جنگ را برد ؟</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://hajhamid.com/archives/2010/000401.php" />
   <id>tag:hajhamid.com,2010://1.401</id>
   
   <published>2010-01-17T14:35:05Z</published>
   <updated>2010-01-21T11:22:11Z</updated>
   
   <summary>همه می دانيم هيروشيما و ناكازاكی در اوت 1945 بعد از اصابت اولين بمب اتمی با خاك يكسان شدند ( و ژاپن يكی از بازندگان جنگ دوم جهانی بود ) اما آنچه ما اطلاعات كمی در موردش داريم پيشرفتی است...</summary>
   <author>
      <name></name>
      <uri>admin</uri>
   </author>
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://hajhamid.com/">
      <![CDATA[<p align="justify"><font face="Tahoma" color="#000000" size="2">همه می دانيم <br />
<br />
هيروشيما و ناكازاكی در اوت 1945<br />
<br />
بعد از اصابت اولين بمب اتمی با خاك يكسان شدند <br />
<br />
( و ژاپن يكی از بازندگان جنگ دوم جهانی بود ) <br />
<br />
اما آنچه ما اطلاعات كمی در موردش داريم <br />
<br />
پيشرفتی است كه در طول اين 64 سال صورت گرفته.<br />
</font></p>
<p align="center"><img style="WIDTH: 273px; HEIGHT: 378px" height="485" alt="" width="341" src="http://img98.com/images/os9lt3w82slmfg2byp8t.jpg" /><br />
<font face="Tahoma" size="2">بمباران اتمي هيروشيما در سال 1945</font></p>
<p align="center"><img height="240" alt="" width="330" src="http://img98.com/images/cfnqn7x7p4nhsj4uhxx.jpg" /><br />
هيروشيما سال 1945</p>
<p align="center"><img height="289" alt="" width="286" src="http://img98.com/images/j550rrkutvt46vf0cvz7.jpg" /><br />
هيروشيما سال 1945</p>
<p align="center"><font face="Arial" color="#3366ff" size="5"><strong>هيروشيما 64 سال بعد از انهدام توسط بمب اتمی آمريكا</strong></font></p>
<p align="center"><a target="_blank" href="http://img98.com/images/kklicr3ydpjc387rgx.jpg"><img style="WIDTH: 378px; HEIGHT: 261px" height="281" alt="برای دیدن اندازه واقعی عکس ، روی آن کلیک کنید" width="378" border="0" src="http://img98.com/images/kklicr3ydpjc387rgx.jpg" /></a><br />
<br />
<a target="_blank" href="http://img98.com/images/m0wp2bzr7ci2kwlhh5n.jpg"><img height="257" alt="برای دیدن اندازه واقعی عکس ، روی آن کلیک کنید" width="378" border="0" src="http://img98.com/images/m0wp2bzr7ci2kwlhh5n.jpg" /></a><br />
<br />
<a target="_blank" href="http://img98.com/images/t1t16qep8wdgroehdnj9.jpg"><img height="250" alt="برای دیدن اندازه واقعی عکس ، روی آن کلیک کنید" width="382" border="0" src="http://img98.com/images/t1t16qep8wdgroehdnj9.jpg" /></a><br />
<br />
<a target="_blank" href="http://img98.com/images/iezmtxcx5s5pkpdl1w97.jpg"><img height="272" alt="برای دیدن اندازه واقعی عکس ، روی آن کلیک کنید" width="382" border="0" src="http://img98.com/images/iezmtxcx5s5pkpdl1w97.jpg" /></a><br />
<br />
<a href="http://img98.com/images/8sc1y29j84cytiiye9yj.jpg"><img height="274" alt="برای دیدن اندازه واقعی عکس ، روی آن کلیک کنید" width="390" border="0" src="http://img98.com/images/8sc1y29j84cytiiye9yj.jpg" /></a><br />
<br />
<a target="_blank" href="http://img98.com/images/ryl7z1t1r135u32zp3gn.jpg"><img height="274" alt="برای دیدن اندازه واقعی عکس روی آن کلیک کنید" width="392" border="0" src="http://img98.com/images/ryl7z1t1r135u32zp3gn.jpg" /></a><br />
</p>
<p align="center"><font face="Arial" color="#3366ff" size="5">تصاويری از شهر ديترويت </font><font face="Arial" color="#3366ff" size="5">مركز اتومبيل سازی آمريكا<br />
<br />
كه توسط محصولات كارخانجات ماشين سازی ژاپن </font></p>
<p align="center"><font face="Arial" color="#3366ff" size="5">ورشكست شـد</font></p>
<p><font face="Tahoma" color="#000000" size="2">ديترويت مركز اتومبيل سازی آمريكاست <br />
<br />
كه چندين سال است كه بازار رو كاملاً به ماشينهای ژاپني باخته <br />
<br />
و بسياري شغلشون رو از دست دادن و تبديل به يك شهر بسيار نا امن شده. <br />
<br />
<strong>ولی ژاپن</strong> ، شايد امن ترين كشور دنياست <br />
<br />
و جايی كه امن باشه، سرمايه&nbsp;ی بيشتري جذب ميكنه.</font></p>
<font size="2">
<p align="center"><br />
</p>
</font>
<p><font size="2"></font></p>
<p align="center"><a target="_blank" href="http://img98.com/images/8xdet405j16n6b89gdi.jpg"><img height="348" alt="برای دیدن اندازه واقعی عکس ، روی آن کلیک کنید" width="277" border="0" src="http://img98.com/images/8xdet405j16n6b89gdi.jpg" /></a>&nbsp;<br />
<br />
<a target="_blank" href="http://img98.com/images/h7ek7boc5z83hom72hvx.jpg"><img height="304" alt="برای دیدن اندازه واقعی عکس ، روی آن کلیک کنید" width="380" border="0" src="http://img98.com/images/h7ek7boc5z83hom72hvx.jpg" /></a><br />
<br />
<a target="_blank" href="http://img98.com/images/obbwt8n6mwk4zh4251.jpg"><img height="280" alt="برای دیدن اندازه واقعی عکس ، روی آن کلیک کنید" width="382" border="0" src="http://img98.com/images/obbwt8n6mwk4zh4251.jpg" /></a><br />
<br />
<a target="_blank" href="http://img98.com/images/46k7mq9geiv7g5nd5w2.jpg"><img height="272" alt="برای دیدن اندازه واقعی عکس ، روی آن کلیک کنید" width="384" border="0" src="http://img98.com/images/46k7mq9geiv7g5nd5w2.jpg" /></a><br />
<br />
<a target="_blank" href="http://img98.com/images/x882zrt6wbg58yf54klj.jpg"><img height="285" alt="برای دیدن اندازه واقعی عکس ، روی آن کلیک کنید" width="386" border="0" src="http://img98.com/images/x882zrt6wbg58yf54klj.jpg" /></a><br />
<br />
<a target="_blank" href="http://img98.com/images/2e4936p9hfbcjb8ibcz.jpg"><img height="381" alt="برای دیدن اندازه واقعی عکس ، روی آن کلیک کنید" width="278" border="0" src="http://img98.com/images/2e4936p9hfbcjb8ibcz.jpg" /></a><br />
</p>
<p align="center"><font face="Arial" color="#000000" size="6">به نظـــر شمــا<br />
<br />
<br />
</font></p>
<p align="center"><font color="#000000"><font face="Arial" size="6">چه كسی جنگ را برد ؟</font>&nbsp;<br />
</font><br />
<br />
</p>]]>
      
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>تولد محمد مهدی</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://hajhamid.com/archives/2010/000378.php" />
   <id>tag:hajhamid.com,2010://1.378</id>
   
   <published>2010-01-11T12:31:15Z</published>
   <updated>2010-01-14T00:27:02Z</updated>
   
   <summary>دوستای خوب و عزیزم ســـــــــــــــــــــلام حال همتون خوبه ؟ دوستای قدیمی منو خوب می شناسن آخه هر سال این موقع چند روزی مهمون وبـلاگ بابام میشم اما دوستای جدیدی هستن که شاید منو نشناسن . بهمین خاطر خودمو یه بار...</summary>
   <author>
      <name></name>
      <uri>admin</uri>
   </author>
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://hajhamid.com/">
      <![CDATA[<p align="center"><font face="Tahoma" size="2"><strong>دوستای خوب و عزیزم</strong></font></p>
<p align="center"><font face="Tahoma" size="2"><strong><font face="Arial" size="3"><img style="WIDTH: 60px; HEIGHT: 50px" height="53" alt="" width="66" src="http://myahoo.persiangig.com/sheklak/01/greenstars.gif" />ســـــــــــــــــــــلام</font></strong><img style="WIDTH: 60px; HEIGHT: 50px" height="53" alt="" width="66" src="http://myahoo.persiangig.com/sheklak/01/greenstars.gif" /></font></p>
<p align="center"><font size="2"><a target="_top" href="http://hajhamid.persiangig.com/image/tavalod88.gif"></a></font></p>
<p align="center"><font face="Tahoma" size="2"><strong><img alt="" src="http://hajhamid.persiangig.com/image/tavalod88.gif" /></strong></font></p>
<p align="center"><font face="Tahoma" size="2"><strong>حال همتون خوبه ؟</strong></font></p>
<p align="center"><strong><font size="2">دوستای قدیمی منو خوب می شناسن</font></strong></p>
<p align="center"><strong><font size="2">آخه هر سال این موقع چند روزی مهمون وبـلاگ بابام میشم</font></strong></p>
<p align="center"><strong><font size="2">اما دوستای جدیدی هستن که شاید منو نشناسن . </font></strong></p>
<p align="center"><strong><font size="2">بهمین خاطر خودمو یه بار دیگه معرفی می کنم</font></strong></p>
<p align="center"><strong><font size="2">محمد مهدی هستم</font></strong></p>
<p align="center"><strong><font size="2">هشت سال پیش در یه روز برفی به دنیا اومدم</font></strong></p>
<p align="center">&nbsp;<img style="WIDTH: 48px; HEIGHT: 43px" height="39" alt="" width="30" src="http://i37.tinypic.com/xypma.gif" /><img style="WIDTH: 48px; HEIGHT: 43px" height="39" alt="" width="30" src="http://i37.tinypic.com/xypma.gif" /><img style="WIDTH: 48px; HEIGHT: 43px" height="39" alt="" width="30" src="http://i37.tinypic.com/xypma.gif" /><img style="WIDTH: 48px; HEIGHT: 43px" height="39" alt="" width="30" src="http://i37.tinypic.com/xypma.gif" /><img style="WIDTH: 48px; HEIGHT: 43px" height="39" alt="" width="30" src="http://i37.tinypic.com/xypma.gif" /><img style="WIDTH: 48px; HEIGHT: 43px" height="39" alt="" width="30" src="http://i37.tinypic.com/xypma.gif" /><img style="WIDTH: 48px; HEIGHT: 43px" height="39" alt="" width="30" src="http://i37.tinypic.com/xypma.gif" /><img style="WIDTH: 48px; HEIGHT: 43px" height="39" alt="" width="30" src="http://i37.tinypic.com/xypma.gif" /></p>
<p align="center"><a target="_blank" href="http://hajhamid.persiangig.com/image/mahdi003.gif"><img height="221" alt="" width="403" border="0" src="http://hajhamid.persiangig.com/image/mahdi003.gif" /></a></p>
<p align="center"><strong>نمیدونید<font face="Tahoma"> چقدر دلم برای همه تون تنگ شده بـود</font></strong></p>
<p align="center"><strong>آخه فقط سال یه بار نوبت من میشه تا به بهونه تولدم بیام اینجا</strong></p>
<p align="center"><strong>دوس دارم اندازه یه سال براتون بگم و بنویسم&nbsp; ، </strong></p>
<p align="center"><strong>اما خب هم فرصت کمه و&nbsp; هم امکان&nbsp; نوشتن همش نیست .</strong></p>
<p align="center"><strong>امسال عید چند روزی رفتیم نهاوند . </strong></p>
<p align="center"><strong>جای همه تون خالی چه طبیعت زیبا و قشنگی داشت</strong></p>
<p align="center"><a target="_blank" href="http://hajhamid.persiangig.com/image/mahdi004.gif"><img style="WIDTH: 353px; HEIGHT: 245px" height="224" alt="" width="317" border="0" src="http://hajhamid.persiangig.com/image/mahdi004.gif" /></a></p>
<p align="center">از اونجا هم چند روزی رو رفتیم همدان . </p>
<p align="center">وای ! ! چه برفی بود .&nbsp; جون میداد برای شیطونی توی برف</p>
<p align="center"><a target="_blank" href="http://hajhamid.persiangig.com/image/mahdi005.jpg"><img style="WIDTH: 367px; HEIGHT: 276px" height="758" alt="" width="777" border="0" src="http://hajhamid.persiangig.com/image/mahdi005.jpg" /></a></p>
<p align="center">وای که چقدر برف بازی&nbsp; حال میده</p>
<p align="center">چقدر به داداش میلادم ، بابام و عمو علی&nbsp;برف زدم <img alt="" src="/mt-static/FCKeditor/emoticons/icon_mrgreen.gif" /></p>
<p align="center">اونا هم مقابله به مثل کردن و به من برف زدن . قیافه من اینجوری <img alt="" src="http://myahoo.persiangig.ir/sheklak/04/confused0078.gif" />&nbsp;شده بود</p>
<p align="center">خلاصه که جای همتون خالی بود</p>
<p align="center">یکی دیگه از روزهای بیاد ماندنیم در&nbsp;امسال</p>
<p align="center">جشن الفبا بود که بمناسبت یاد گرفتن الفبا در مدرسه مون برگزار شد</p>
<p align="center"><a target="_blank" href="http://hajhamid.persiangig.com/image/mahdi006.jpg"><img alt="" border="0" src="http://hajhamid.persiangig.com/image/mahdi006.jpg" /></a></p>
<p align="center"><img alt="" src="http://i18.tinypic.com/4794ajb.gif" /><img alt="" src="http://i18.tinypic.com/4794ajb.gif" /><img alt="" src="http://i18.tinypic.com/4794ajb.gif" /></p>
<p align="center">جشن خیلی خوبی بود و بهمون هدیه هم دادن</p>
<p align="center">حالا من به خوبی هم می تونم بخونم و هم بنویسم</p>
<p align="center">ایشون هم خانم زیاری معلم کلاس اولم هستن که خیلی خیلی مهربونن</p>
<p align="center"><img alt="" src="http://hajhamid.persiangig.com/image/mahdi007.jpg" /></p>
<p align="center">همین جا از معلم مهربونم خانم زیـاری </p>
<p align="center">بخاطر زحمتی که برای با سواد شدنم&nbsp;کشیدن تشکر می کنم</p>
<p align="center"><a target="_blank" href="http://hajhamid.persiangig.com/image/mahdi009.gif"><img height="331" alt="" width="290" border="0" src="http://hajhamid.persiangig.com/image/mahdi009.gif" /></a></p>
<p align="center"><a target="_blank" href="http://hajhamid.persiangig.com/image/mahdi008.jpg"><img height="149" alt="" width="198" border="0" src="http://hajhamid.persiangig.com/image/mahdi008.jpg" /></a>&nbsp;&nbsp; <a target="_blank" href="http://hajhamid.persiangig.com/image/mahdi001.jpg"><img style="WIDTH: 197px; HEIGHT: 149px" height="134" alt="" width="173" border="0" src="http://hajhamid.persiangig.com/image/mahdi001.jpg" /></a></p>
<p align="center">اینم داداش میلاد عزیزمه</p>
<p align="center">خیلی&nbsp;خیلی دوسش دارم</p>
<p align="center">یه دروازبان توپیه که لنگه نداره . تا چند سال دیگه جای پیتر چک رو میگیره</p>
<p align="center"><img style="WIDTH: 411px; HEIGHT: 300px" height="339" alt="" width="427" src="http://hajhamid.persiangig.com/image/mahdi010.jpg" /></p>
<p align="center">داشت یادم میرفت</p>
<p align="center">مدتیه که کلاس ژیمناستیک میرم</p>
<p align="center">خیلی ورزش خوب و جذابیه . من که خیلی این ورزش رو &nbsp;دوس دارم</p>
<p align="center"><img alt="" src="http://hajhamid.persiangig.com/image/mahdi013.jpg" /></p>
<p align="center">حالا اینم چند تا حرکت</p>
<p align="center">که توی کلاس ژیمناستیک&nbsp;یاد گرفتم</p>
<p align="center"><a target="_blank" href="http://hajhamid.persiangig.com/image/mahdi012.jpg"><img style="WIDTH: 196px; HEIGHT: 143px" height="133" alt="" width="164" border="0" src="http://hajhamid.persiangig.com/image/mahdi012.jpg" /></a>&nbsp;&nbsp;&nbsp; <a target="_blank" href="http://hajhamid.persiangig.com/image/mahdi016.jpg"><img height="144" alt="" width="198" border="0" src="http://hajhamid.persiangig.com/image/mahdi016.jpg" /></a></p>
<p align="center"><a target="_blank" href="http://hajhamid.persiangig.com/image/mahdi015.jpg"><img style="WIDTH: 198px; HEIGHT: 148px" height="133" alt="" width="178" border="0" src="http://hajhamid.persiangig.com/image/mahdi015.jpg" /></a>&nbsp;&nbsp;&nbsp; <a target="_blank" href="http://hajhamid.persiangig.com/image/mahdi014.jpg"><img style="WIDTH: 200px; HEIGHT: 148px" height="142" alt="" width="178" border="0" src="http://hajhamid.persiangig.com/image/mahdi014.jpg" /></a></p>
<p align="center">این هم مربی عزیزم آقا مسعود</p>
<p align="center">که توی کلاس برای یاد&nbsp;دادن حرکات ژیمناستیک به ما</p>
<p align="center">خیلی زحمت میکشه . همین جا به این مربی عزیزم خسته نباشید میگم</p>
<p align="center"><img alt="" src="http://hajhamid.persiangig.com/image/mahdi017.jpg" /></p>
<p align="center">خب دوستای عزیزم</p>
<p align="center">امسال حرفام یه ذره طولانی شد</p>
<p align="center">امیدوارم تا اینجای جشن تولدم بهتون خوش گذشته باشه</p>
<p align="center">حالا وقت چیه ؟ اگه گفتین ؟</p>
<p align="center">&nbsp; آفرینننننننن . حالا وقت خوردن کیکه</p>
<p align="center">بذار ید بگم کیک جشن تولد رو بیارن</p>
<p align="center"><img height="74" alt="" width="57" src="http://i36.tinypic.com/2a64f3q.gif" /><img alt="" src="http://i36.tinypic.com/2a64f3q.gif" /><img height="74" alt="" width="57" src="http://i36.tinypic.com/2a64f3q.gif" /></p>
<p align="center"><strong>اینم کیک و شمع جشن تولد</strong></p>
<p align="center">به به عجب کیک خوشمزه ای</p>
<p align="center"><img alt="" src="http://shabeporsetare.persiangig.com/image/shabeporsetare/cake.jpg" /></p>
<p align="center">بفرمائید دهنتونو شیرین کنید . نوش جان <br />
یواشکی میگم ( کادوی تولد یادتون نره )</p>
<p align="center">&nbsp;<img alt="" src="http://i36.tinypic.com/mhqc6o.gif" /></p>
<p align="center">دوستان مهربان و عزیزم</p>
<p align="center">از اینکه محبت کردی و&nbsp;در جشن تولدم شرکت کردی</p>
<p align="center">از صمیم قلب&nbsp; تشکر می کنم</p>
<p align="center">دعا می کنم<br />
<br />
<strong>همیشه دلتون شاد و لبتون خندون باشه</strong></p>
<p align="center"><strong><font face="Arial" size="5"><img height="41" alt="" width="81" src="http://bahar-20-10.persiangig.ir/05.gif" /><font color="#3366ff">از صمیم قلب همتونو دوست دارم</font><img height="41" alt="" width="81" src="http://bahar-20-10.persiangig.ir/05.gif" /></font></strong></p>
<p align="center"><strong>زنده باشيد و پايدار<br />
<br />
به امیددیدار&nbsp; - خدانگهدارتون</strong> </p>
<p align="center"><font color="#ff0000">ارادتمند شما : <strong>محمد مهدی</strong></font></p>
<p align="center"><strong><font color="#ff0000"><img style="WIDTH: 232px; HEIGHT: 44px" height="46" alt="" width="228" src="http://pics2.persiangig.ir/65d7uo.gif" /></font></strong></p>
<p align="center">در ضمن <br />
از بابام بخاطر اينكه وبلاگشو در اختيار من گذاشت<br />
تا عكسامو بزنم و توش مطلب بنويسم ممنونم </p>]]>
      
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>یزیدیان هزاره سوم</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://hajhamid.com/archives/2009/000350.php" />
   <id>tag:hajhamid.com,2009://1.350</id>
   
   <published>2009-12-29T19:59:55Z</published>
   <updated>2010-01-12T05:42:43Z</updated>
   
   <summary><![CDATA[ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا اَباعَبْدِاللَّه يا اَباعَبْدِاللَّهِ اِنّى سِلْمٌ لِمَنْ سالَمَكُمْ وَ حَرْبٌ لِمَنْ حارَبَكُمْ اِلى يَوْمِ الْقِيامَةِ در روز عاشورا در حالی که دل&zwnj;های عاشقان اباعبدالله الحسین (ع) مالامال از حزن و اندوه بود و در عزای حضرتش اقامه...]]></summary>
   <author>
      <name></name>
      <uri>admin</uri>
   </author>
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://hajhamid.com/">
      <![CDATA[<p align="center"><font face="Tahoma"></font><font face="Tahoma"><font face="Tahoma" color="#000000" size="2"><strong><img style="BORDER-TOP-WIDTH: 0px; BORDER-LEFT-WIDTH: 0px; BORDER-BOTTOM-WIDTH: 0px; BORDER-RIGHT-WIDTH: 0px" height="87" alt="" width="420" src="http://salamonalaaleyasin.persiangig.com/image/14.jpg" /></strong></font></font></p>
<p align="center"><font face="Tahoma"><font face="Tahoma" color="#000000" size="2"><strong>اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا اَباعَبْدِاللَّه</strong></font></font></p>
<p align="center"><font face="Tahoma" color="#000000" size="2"><strong>يا اَباعَبْدِاللَّهِ </strong></font></p>
<p align="center"><font face="Tahoma" color="#000000" size="2"><strong>اِنّى سِلْمٌ لِمَنْ سالَمَكُمْ </strong></font></p>
<p align="center"><font face="Tahoma" size="2"><strong><font color="#000000">وَ حَرْبٌ لِمَنْ حارَبَكُمْ اِلى يَوْمِ الْقِيامَةِ</font> </strong></font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma" size="2">در روز عاشورا در حالی که دل&zwnj;های عاشقان اباعبدالله الحسین (ع) مالامال از حزن و اندوه بود و در عزای حضرتش اقامه عزا می نمودند عده ای هتاک&nbsp;قانون ستیز&nbsp;وابسته به استکبار جهانی آمریکای جهانخوار و لابی کثیف صهیونیست به حریم عزاداری ابا عبدالله الحسین (ع) تاختند و حرمت شکنی کردند و همچون یزیدیان که در عاشورا ، خیمه ها را به آتش کشیدند ، اموال مردم عزادار حسین (ع) را آتش کشیدند و چون لشگریان عمر سعد پایکوبی&nbsp;و کف زدند.<br />
<br />
این اقدام سخفیف و ددمنشانه عده ای از <strong>منافقین و یزیدیان هزار سوم</strong>&nbsp;با شعارهایی بر علیه نظام&nbsp;، ولایت فقیه ، اصول انقلاب اسلامی و مقام عظمای ولایت و . . . ماهیت پلید و کثیف خود را عیان ساخته و صریحاً اعلام نمودند که به هیچ یک از اصول اصلی نظام و انقلاب و باورهای دینی و . . . معتقد نبوده و با نفی ولایت فقیه علناً با اسلام و دین شریعت اعلان جنگ نمودند .<br />
<br />
هتاکان در روزی که اندوه و حزن و غم شهادت سرور و سالار آزادگان حضرت سیدالشهدا بر دل شیعیان و آزادگان جهان سایه افکنده بود متاسفانه حرمت این روز عزای آل الله را هم نگه&nbsp; نداشته و به سوت و کف و پایکوبی پرداخته و همچون مصداق این فرار زیارت عاشورا&nbsp;<strong>&laquo; </strong><font face="Tahoma"><strong>وَ هذا يَوْمٌ فَرِحَتْ بِهِ آلُ زِيادٍ وَ آلُ مَرْوانَ بِقَتْلِهِمُ الْحُسَيْنَ صَلَواتُ اللَّهِ عَلَيْهِ &raquo;</strong> بابت این بی حرمتی به هم تبریک گفتند.<br />
<br />
قطع و یقین&nbsp;هر انسان آزاده&nbsp;ای&nbsp;که به اندازه خردلی در وجود خود محبت اهل بیت (ع)&nbsp;را داشته باشد این قبیل اعمال وحشیانه تعدادی اموی صفت را تائید ننموده و شدیداً تقبیح&nbsp;و محکوم می نماید و انزجار خود را از این&nbsp;اقدام ابراز میدارد . یقیناً ملت غیور و ولایی ایران&nbsp;اسلامی&nbsp;با درایت و بصیرت وقایع اخیر در رصد نموده و کسانی را که به دنبال ایجاد تفرقه و دامن زدن به&nbsp;اختلاف در بین مردم و جناح های سیاسی می باشند را شناسایی و در فرصت مناسب نیز این بی احترامی تعدادی اندک افراد بی هویت و بی ریشه و وابسته به استکبار جهانی را به شدید ترین وجه ممکن پاسخ خواهد داد . تا کماکان خواب بازگشت آمریکا به این مملکت و سلطه مجدد&nbsp;استکبار ، خوابی پریشان و بی تعبیر بماند .<br />
<br />
دشمنان این نظام و کسانی که به زعم خود در این&nbsp;بازار اختلافات سیاسی به دنبال تامین&nbsp;منافع استکبار جهانی و&nbsp;اربابان&nbsp;لس آنجلسی خود هستند بدانند فرزندان خمینی کبیر ، همچون سربازی جان برکف آماده اند با تاسی بر اطاعت محض از ولایت مطلقه فقیه گوش به فرمان اوامر پیر و مراد خود مقام عظمای ولایت حضرت آیه الله العظمی خامنه ای هستند تا با اشارتی از ایشان&nbsp;، بر بد اندیشان و خفاشان شب پرست&nbsp;بتازند و خاکستر آنها را بر باد دهند . تا دیگر فکر تعددی و تعرض بر باورهایی دینی و انقلابی این ملت ولایی و شهید پرور به ذهنشان خطور ننماید. <br />
<br />
در پایان ضمن تجدید بیعت با شهدا&nbsp;، امام و شهدا&nbsp;، مقام معظم رهبری و آرمانهای والای نظام مقدس جمهوری اسلامی با دلی مالا مال از حزن و اندوه&nbsp;از هتک حرمت حضرت سیدالشهدا (ع) ، این مصیبت عظما را&nbsp;به<font face="Tahoma">&nbsp;ساحت مقدس حضرت صاحب&zwnj;الزمان (عج)، رهبر معظم انقلاب اسلامی و تمامی دلباختگان خاندان اهل بیت تسلیت عرض نموده و <font face="Tahoma">از دستگاه قضائی خواستاریم تا با عاملین این اقدام وحشیانه و وقیحانه ، شدیداً ، سریعاً و قاطعانه برخورد نماید ، تا شاید مرحمی بر دل مجروح و شکسته عاشقان اباعبداله الحسین (ع) گردد </font></font></font></font></p>
<p align="center"><font face="Arial" size="4"><font color="#000000"><img style="WIDTH: 290px; HEIGHT: 173px" height="167" alt="" width="290" src="http://i14.tinypic.com/4k9n1ft.jpg" /></font></font></p>
<p align="justify"><font face="Arial" size="4"><font color="#000000">&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;<font size="5">رهبــــرا</font></font></font></p>
<p align="center"><font face="Arial" color="#000000" size="5">از تو به یک اشاره </font></p>
<p align="center"><font face="Arial" color="#000000" size="5">&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;از ما به سر دویـدن</font></p>
<p align="center">&nbsp;</p>]]>
      
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>حسینیه ی  دل</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://hajhamid.com/archives/2009/000349.php" />
   <id>tag:hajhamid.com,2009://1.349</id>
   
   <published>2009-12-28T05:07:23Z</published>
   <updated>2010-01-10T22:08:59Z</updated>
   
   <summary><![CDATA[&nbsp; از روزی که در نهر جانمان فرات سوز و علقمه عطش جاری ساخته اند . از شبی که در پیاله دلمان شربت گوارای ولایت ریخته اند دلمان یک حسینیه پرشور است در حسینیه ی دلمان ، مرغهای محبت سینه...]]></summary>
   <author>
      <name></name>
      <uri>admin</uri>
   </author>
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://hajhamid.com/">
      <![CDATA[<p align="center">&nbsp;<font face="Tahoma" size="2"><img alt="" src="http://www.salehin.com/images/slimi/emam_hosein_2.gif" /></font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma" size="2">از روزی که در نهر جانمان فرات سوز و علقمه عطش جاری ساخته اند .<br />
از شبی که در پیاله دلمان شربت گوارای ولایت ریخته اند <br />
دلمان یک حسینیه پرشور است<br />
در حسینیه ی دلمان ، مرغهای محبت سینه میزنند و اشکهای یتیم در خرابه چشم بی قراری می کنند .<br />
سینه ما تکیه ای قدیمی است ، سیاهپوش با کتیبه های درد و داغ ،که درب آن با کلید <strong>&laquo; یا حسین &raquo;</strong> باز می شود و زمین آن با اشک مژگان آب و جارو می شود .<br />
ما دلهــای شکسته خـود را وقـف ابـاعبـدالله کرده ایم و اشـک خود را نذر کربــلا ، و ایــن <strong>&laquo; وقفنامه &raquo;</strong> به امضای حسین (ع) رسیده است .<br />
صبح ها وقتی سفره عزا گشوده می شود ، دل روحمان گرسنه عاطفه و تشنه عشق می شود . ابتدا چند مشت <strong>&laquo; آب بیداری &raquo;</strong> به صورت جان میزنیم تا <strong>&laquo; خواب غفلت &raquo;</strong> را بشکنیم.<br />
زیارتنامه را که می بینیم ، چشممان آب می افتد و <strong>&laquo; السلام علیک &raquo;</strong> را می شنویم ، بوی خوش کربلا به مشام ما می رسد .<br />
توده های بغض ، در گلویمان متراکم می گردد و هوای دلمان ابری می شود و آسمان دیدگانمان بارانی !<br />
سر سفره ذکر مصیبت ، قندان دهانمان را پر از حبه های <strong>&laquo; یا حسین &raquo;</strong> می کنیم و نمکدان چشممان دانه دانه اشک بر صورتمان می پاشد ، به دهان که می رسد قند و نمـک در کاممان می آمیـزد و ایـن محلول شور و شیـرین درمـان عشق ماسـت و مـا نمـک گیر سفره حسین می شویم و این است که تا آخر عمر ، دست و دل از حسین(ع) بر نمی داریم<br />
آنگاه جرعه جرعه زیارت عاشورا می نوسیم و سر سفره توسل ، ولایت را لقمه لقمه در دهان کودکانمان می گذاریم .<br />
در این خشکسالی دل و قحطی عشق ، نم نم باران اشک،غنیمتی است .</font></p>
<p align="center"><font face="Tahoma" size="2"><strong><font face="Arial" size="3">خدایا ! ... ما را به چشمه کربلا تشنه تر کن </font></strong></font></p>]]>
      
   </content>
</entry>

</feed>
