پرهای شکسته

دل هایی خونین

سجاده های خاک گرفته

گله هایی در خواب

دل هایی گمشده

و مجالی که نیست !

گاز خردل

سرفه هایی سنگین

و یارانی که

هزاران سال بعد

طعمه باستان شناسانند

غربتی غریب

کوچه پس کوچه هایی دلتنگ

شهری دل مرده

با سنگفرشی اسیر

گرفتار بازندگانی

نا آشنا با زندگان

و شهدایی تفحص شده

که در معراج شهر

دلتنگ و بی قرار

رمل های فکه و قتلگاه و راه خون

و آرزویی غریب

که کاش تفحص نمی شدند

به حرف تو رسیدم

ای دوست !

کاش تفحص نمی شدم


جمعه، ۲۷ آبان ۱۳۹۰ - ۱:۱۴ بعدازظهر

نظرات (8)
فرشته مهر پنجشنبه، ۳ آذر ۹۰ :: ۰:۰۶ صبح
آیه ی ماه : « کسانى که ايمان آورده و عمل صالح انجام می دهند خداوند رحمان ، محبت آنان را در دل ها مى افکند » سوره مريم . آيه 96
کربلایی كميل چهارشنبه، ۲ آذر ۹۰ :: ۹:۴۳ صبح
سلام خدا قوت بعضي نهفته اشكي سرشار پيراهن مشكي شال عزا باز شورمحرم . . . بياد مظلوم همشه جاويد كربلا... روضه اي است در سنگرمان... زيارت قبول... شهادت نصيبتون ...
تالی چهارشنبه، ۲ آذر ۹۰ :: ۷:۴۸ صبح
سلام دیروز خیلی هوای امام رضا به سرم بود ..... محرم داره میاد امیدوارم به حق امام رضا بی بهره نمونیم . منتظر نوشته های محرمتون هستم
خدیجه سه شنبه، ۱ آذر ۹۰ :: ۷:۳۳ بعدازظهر
ما که اون روزها رو ندیدیم. ولی چند وقت پیش اتفاقی افتاد که آرزوی منم همین شد: کاش تفحص نمی شدن!‌ اون هم با این وضع... همه چی رو کلیشه ای کردن حتی رسیدن یک شهید گمنام!
URL:
مناجات یکشنبه، ۲۹ آبان ۹۰ :: ۷:۲۵ بعدازظهر
سلام علیکم.هوای آدم وچمها بارانی میشه.... امروز براي شهدا وقت نداريم / ای داغ دل لاله تو را وقت نداریم/ امروز به فتوای خرد عشق حرام است/ از عشق مگو قصه كه ما وقت نداريم/ با حضرت شيطان سرمان گرم گناه است/ از بهر ملاقات خدا وقت نداريم / در كوفه تن غيرت ما گوشه نشين است/ بهر سفر كرب و بلا وقت نداريم / هر چند كه زیباست شهيدانه بميريم/ زيبا ست ولي حيف كه ما وقت نداريم.... ماروهم از دعای خیرتون بی بهره نذارین
بابا عظیمی یکشنبه، ۲۹ آبان ۹۰ :: ۱:۵۹ بعدازظهر
از سوز محبت چه خبر اهل هوس را این اتش عشق است نسوزد همه کس را به تولد کوچیک در ساحل ارامش ....مقدمتان گلباران
تالی شنبه، ۲۸ آبان ۹۰ :: ۱:۱۴ بعدازظهر
بی توقع آمدم شاید کمی هم ناباورانه نوشتم ؛ خواندم همراه شد یادها با یادتان اما... همه میگفتند که می آید به سویت اجرو پاداشی است خود نمیدانی مبهم و سردرگم از یادی که از یادت بر دلم افتاد خواندم... گفتند می آید..... آه آمد... چه بسیار اعجاب انگیز شد خاطری کزیادتان نا خواسته کردم . . اما ای کاش یادها زنده میماندند ثابت قدم در چشمهای انتظار خیره میماندند کاش در این تفحص لابه لای کوچه پس کوچه های دلتنگی آرزویم را نمی جستم... گم شده در این تفحص حتم و یقین شما نیستید این منم در این تفحص گم شدم......
ماری شنبه، ۲۸ آبان ۹۰ :: ۹:۱۵ صبح
سلام برادر بزرگوار. متنتون به قدر کافی درد آور بود این عکس در کنار این متن حالم رو هم بد کرد. اصلا عکس رو دوست نداشتم



اطلاعات شما ذخيره شود ؟
صفحه اصلي | آرشيو | لينکستان | تماس با ما
جهت اطلاع از به روز شدن وبلاگ ايميل خود را وارد نماييد .

عضويت لغو عضويت