جوان ثروتمندی نزد یک انسان وارسته رفت و از او اندرزی برای زندگی نیک خواست .

مرد او را به کنار پنجره برد و پرسید : پشت پنجره چی می بینی ؟

جوان گفت : آدمهایی که می آیند و میروند و گدای کوری که در خیابان صدقه می گیرد.

سپس آینه ی بزرگی به او نشان داد و باز پرسید :

در این آینه نگاه کن و بگو چه می بینی ؟

جوان گفت : خودم را می بینم

دیگر دیگران را نمی بینی !

آینه و پنجره هر دو از یک ماده اولیه ساخته شده اند . شیشه . اما در آینه لایه نازکی از نقره در پشت شیشه قرار گرفته و در آن چیزی جز شخص خودت را نمی بینی .

این دو شی شیشه ای را با هم مقایسه کن .

وقتی شیشه فقیر باشد ، دیگران را می بیند و به آنها احساس محبت می کند .

اما  وقتی از نقره (یعنی ثروت) پوشیده می شود ، تنها خودش را می بیند .

تنها وقتی ارزش داری که شجاع باشی و آن پوشش نقره ای را از جلوی چشمات برداری تا بار دیگر بتوانی دیگران را ببینی و دوستشان بداری


چهارشنبه، ۴ اردیبهشت ۱۳۸۷ - ۴:۰۸ بعدازظهر     

نظرات (8)
یاس ارغوانی    جمعه، ۶ اردیبهشت ۸۷ :: ۲:۵۶ بعدازظهر
به به سلام زیبا بود
بورقانی    جمعه، ۶ اردیبهشت ۸۷ :: ۱:۵۶ بعدازظهر
سلام دوست عزیزم حاج حمید آقای بزرگوار / استاد من موفق باشید[گل] التماس دعا[گل] اللهم عجل لولیک الفرج [گل]
دل شدگان    پنجشنبه، ۵ اردیبهشت ۸۷ :: ۱۱:۲۰ صبح
سلام علیکم چه زیبا .. !!! تنها وقتی ارزش داری که شجاع باشی و آن پوشش نقره ای را از جلوی چشمات برداری تا بار دیگر بتوانی دیگران را ببینی و دوستشان بداری
رضا ح ک    پنجشنبه، ۵ اردیبهشت ۸۷ :: ۱۰:۲۴ صبح
با سلام خدمت شما...این نقره ای که شما گفتید برخی را هم کاری کرده که دیگر غیرت و عفت نداشته باشند...التماس دعا
فرشته مهر    پنجشنبه، ۵ اردیبهشت ۸۷ :: ۱:۰۴ صبح
سلام برادر بزرگوارم . عالی بود و استفاده کردم ..سپاسگزارم
چشم به راه    چهارشنبه، ۴ اردیبهشت ۸۷ :: ۸:۴۳ بعدازظهر
سلام بزرگوار. نکته ی طریف و قابل تاملی بود. تذکراتتان مستدام. التماس دعا.
عقيق    چهارشنبه، ۴ اردیبهشت ۸۷ :: ۷:۱۶ بعدازظهر
سلام برادرم، اگر توان داشته باشیم وجوه مختلف یک موضوع را بررسی کنیم به مطالب جالبی دست پیدا میکنیم که تمام پند و کنایه عبرت انگیز است. هرچه شفاف تر به خصلت انسانی نزدیک تر. البته گاه باید ایینه بود و گاه شیشه...!!! موفق باشید و سربلند.
یاس    چهارشنبه، ۴ اردیبهشت ۸۷ :: ۴:۳۰ بعدازظهر
سلام و عرض ادب .... حکایت جالبی بود .... بهره مند شدم چه خوبه که عینک بد بینی را هم از چشمانمان برداریم دنیا را شفاف و یک رنگ ببینیم موفق باشید و سربلند ...
صفحه اصلي | آرشيو | لينکستان | تماس با ما
جهت اطلاع از به روز شدن وبلاگ ايميل خود را وارد نماييد .

عضويت لغو عضويت