این روزها  غمی سنگین 

بر دلم سایه افکنده است

غمی به وسعت تمام دلتنگی ها و . . .

که

نه قلم را توان نگارش آن   

نه زبان را طاقت بیان آن

نه گوش را قادر به شنیدن آن

و نه . . .  . . . است

بار دیگر

به غار تنهایی خود پناهنده می شوم

تا راز غمم را

با دل به نجوا بنشینم 

تا شاید

بارش بلورهای اشک

مرهمی باشد

بر دل غمین و رنجورم

و شاید

باران اشک

قدری از خسنگی وجودم

را بشوید

و تسکینی باشد بر وجودم

خدایــا ! ! !

چقدر این روزها تشته قطره ای  اشکم

تا این دل برهوت و تف دیده ام را

با آن سیراب کنم

و بار دیگر

سبزی و خرمی را در دل به نظاره بنشینم


پنجشنبه، ۲ اسفند ۱۳۸۶ - ۳:۱۶ بعدازظهر     

نظرات (11)
نصرت احمدی    جمعه، ۳ اسفند ۸۶ :: ۴:۱۸ بعدازظهر
با سلام سعي نما بباراني رايجه دلپذير مهر را تا آفتابي ببيني زمان آسمانت را. سعادتمند و موفق باشيد
باران    جمعه، ۳ اسفند ۸۶ :: ۱:۲۹ بعدازظهر
سلام برادر عزیز و گرامیم سلام بر حسین و اربعینش ... اللهم الرزقنا شفاعه الحسین .....و ثبت لی قدم .... التماس دعا . یا حق .
مهدی    جمعه، ۳ اسفند ۸۶ :: ۰:۴۷ بعدازظهر
گویند که یار خواهد آمد...
مهدی    جمعه، ۳ اسفند ۸۶ :: ۰:۴۸ صبح
انا قتیل العبرات
افسانه    پنجشنبه، ۲ اسفند ۸۶ :: ۹:۵۸ بعدازظهر
مرحبا
رضا ح ک    پنجشنبه، ۲ اسفند ۸۶ :: ۸:۳۴ بعدازظهر
با سلام ... بسیار زیبا بود... من هم دلم تشنه اشکه ولی چکار کنم این دل من از سنگه ... التماس دعا
مجتبی    پنجشنبه، ۲ اسفند ۸۶ :: ۷:۴۱ بعدازظهر
به نام خدا سلام علیکم با مطلبی با عنوان آماده ای در مورد ادامه راه بروزم . ومن الله التوفیق [گل]
متین    پنجشنبه، ۲ اسفند ۸۶ :: ۴:۵۲ بعدازظهر
دل برهوت تف دیده اشک ... انتظار...
ابوالفضل    پنجشنبه، ۲ اسفند ۸۶ :: ۴:۴۳ بعدازظهر
با عرض سلام و احترام: مرده آن اشکی هستم که اشک خدا را در آورد... خدا خیرت دهد حاجی ایام به کام و التماس دعا
فرشته مهر    پنجشنبه، ۲ اسفند ۸۶ :: ۴:۱۷ بعدازظهر
با اشک میشه پل زد به عرش ...
صفحه اصلي | آرشيو | لينکستان | تماس با ما
جهت اطلاع از به روز شدن وبلاگ ايميل خود را وارد نماييد .

عضويت لغو عضويت