بمناسبت شهادت حضرت رقیه (س)

دلم از شامی ها خونه ، وای از این دور و زمونه

مثل مـادرت شـدم من ، همـونی کـه قـد کمـونــــه

رســم نا مردا همینه ، سر بابام رو زمینه

عمه چادری سرم کنم ، بابا گوشامو نبینه

چشمانش را که گشود
موج نگاهش را به دریای نگاه عمه فرستاد
عطر نوازشگر دستان عمه را در هوای ساکت خرابه بویید .
غنچه کبودش را از هم گشود و فریادی به بلندی بام های دنیا در حنجره اش جان گرفت و همچون نجوایی غریب به گوش رسید که : بابا . . .
ترنم درد آفرین نهیبش پنجه ای دردناک شد که بر دلها چنگ انداحت و باران ، آشیانه چشمان همگان را با خود شستشو داد .
صدای شیون ملائک به گوش می رسید در آن گوشه ی خرابه شام
بر پیکر شب ، سیاهی سایه افکنده بود و ماه از شرم روی سه ساله دختری رخ در نقاب کشیده بود .
شهر در پس پرده های غبار آلود غفلت و جهالت خفته بود که ناگاه فریادی به بلندای تاریخ چشمان غنوده در بی خبری را برآشفت ،
مجسمه ظلم و فساد که در شرارت خود فنا گشته بود ، تلاطم شب را به اوج رسانید آن گاه که حیرت زده پرسید : چیست این صدا ؟ . . . و پاسخ شنید : سه ساله دختری بابا می خواد
آنگاه لبخند کریه سر داد و جغدان شوم به شب نشسته با او همنوا شدند.
طبق نوروارد خرابه شد و عطر بابا ، فضای جان ها را از آن خود کرد .
ملائک آرام گرفتند تا سه ساله دختر به پیشواز طبق رود و جام جانش را با بوسه بر لبان پدر لبریز سازد . 
عطر آسمانی پدر را به مشام جان خریده بودو می گشت و چشمان جستجوگرش را یز طیق پوشیده دوخته بود. زانو بر زمین نهاد آنگاه که طبق را مقابل چشمانش بر زمین نهادند. صدای تلاوت نور را شنیدو نجوای دلنشین بابا . . .
عمه را نگریست که چشمانش خانه درد بود و زانو بر زمین نهاده بود .
آه و ناله افلاکیان به گوش میرسید و صدای مویه ملائک جان را به آتش می کشید .
دست بر پرده نهاد و عمه چشمانش را بست ،
عطر الهی بابا را از پس پرده شنیده بود و حالا مشتاق دیدار چشمان همیشه سخنگوی بابا . . . . آن چه دید . . .  
ارکان عرش لرزید و شهر با فریاد جان خراش سه ساله دختری غمدیده ، از خواب غفلت به در آمد . عطر پاک چشم های بابا هوای خرابه را از  آن خود کرد  و نفس ها بوی عشق گرفت .
جمله اش در سراسر تاریخ طنین انداز گشت  : . . .
یا ابتاه ! من ذا الذی خضبک بدمائک ؟
یا ایتاه ! من دا الذی قطع وریدیک ؟
یا ابتاه ! من ذا الذی  ایتمنی علی صغر سنی  ؟ . . .

لب بر لب خونین پدر نهاد و هرم داغ عاشورا دوباره در لحظه های خرابه پیچید
با دستان کوچکش تمام مرثیه ها را در مقابل دیدگان پدر ورق زد و سوگ نامه غریبی را در دیار غریبان به نجوا نشست .
دوباره غروب عاشورا زنده شد و سنگین تر از هز زمان دیگری جان ها را نواخت و قلب ها را گداخت .
آنگاه که تاول پرخون پاهایش را ذز نغرض دیدگان پدر تعلد . آخرین جرعه های عشق را از لبان پدر نوشید و عطر آسمانی پدر را به کام جان خرید.
و این آغاز صبحی بود که با طراوت و روشن در زندگی رقیه سه ساله !
صبحی که جان او را پیوندی ابدی داد با جان عاشق پدر و ملائک شیون کردند و صدای مویه شان در افلاک طنین اندار شد و خرابه شام ماند و نجوای همیشه رنده دخترکی درد مند در هجران درد آلود پدر و شام ماند و شرمندی اش که تا همیشه تاریخ رنج و و محنت دختری سه ساله را به دوش خواهد کشید.
عمه ماند و دردی افزون که بار امانت از دستش افتاد و نوگلی نازدانه پرپر شد ، پیش از آن که عطر روح بخش پدر را دوباره از فضای شهر مدینه بشنود و سر در آغوش رسول الله (صلی الله علیه و آله ) بنهد و بغض با او بگشاید . . .
و شام ماند و تمام غصه هایش و سوز غربت دخترکی که همه تاریخ را با ناله هایش سوزاند .


سه شنبه، ۲۳ بهمن ۱۳۸۶ - ۱:۱۱ صبح     

نظرات (29)
حسن شیرعلی    شنبه، ۲۷ بهمن ۸۶ :: ۱۰:۴۰ بعدازظهر
چشمهای بشریت تا همیشه اشکبار دل شکسته ی این کودک خواهد بود . این جنگ تا روز قیامت برقرار است . و شام ماند و تمام غصه هایش و سوز غربت دخترکی که همه تاریخ را با ناله هایش سوزاند . اشک . . . انتخاب سایت تون رو هم به عنوان وبلاگ برتر (همون سایت برتر ) تبریک میگم .
شراره ها و شکوفه ها    شنبه، ۲۷ بهمن ۸۶ :: ۹:۴۳ بعدازظهر
سلام .... خرابه های شام قطعه بزرگی از تاریخ اهل بیت و یاد آور مظلومیت این خاندان و پیروزی در اوج شکست و عظمت و شکوه در نهایت تنهایی و بیماری و عسرت است ...... از این که وبلاگ پربارتان به عنوان وبلاگی برتر شناخته شده به شما و خانواده گرامی تبریک می گویم . این عرصه ها عرصه های دلاوری فرهنگی و جهاد و ایثارگری و زخمی و مجروح شدن و صبوری و رنج و سختی های خاص خودش را می طلبد که چه بسا اجر آن از اجر شهادت شهیدان بزرگ اسلام و انقلاب کمتر نباشد . ان شا الله خداوند این تلاشها را خالصانه و زیبا بپذیرد و مرضی درگاه اهل بیت و شهدای عزیز قرار گیرد : شهدای بزرگی که چشم به حرفها و کارهای من و شما دوخته اند .
پریسا در دریای خوشبختی    شنبه، ۲۷ بهمن ۸۶ :: ۳:۴۷ بعدازظهر
الهم العن اول ظالم ظلم حق محمدوآل محمد.....
پیمان    شنبه، ۲۷ بهمن ۸۶ :: ۱۱:۲۴ صبح
چه زیباست تجربه ی عشق با تمام ناکامی هایش تنها به امید آن لحظه ..... که آیا فرا می رسد؟ من به روزم اگه به من سر بزنید و منو از نظرات زیباتون منو با خبر کنید خوشحال میشم موفق و پیروز باشید
نامه هایی از خلیج همیشه فارس    جمعه، ۲۶ بهمن ۸۶ :: ۷:۴۳ بعدازظهر
سلام با این متن و این سوگ و ... دیگه یادمون رفت چی می خواستیم بنویسیم . حاج حمید باشید همیشه ! التماس دعا
یاس    جمعه، ۲۶ بهمن ۸۶ :: ۴:۴۷ بعدازظهر
سلام به برادر بزرگوارم ...... مثل همیشه از مطلب پر بارتان استفاده کردم ... تو ای باران مرا امشب ببر تا شب مرا امشب ببر تا ابر چرا که آسمان سجاده بر پا کرده است امشب و می گريد برای غربت انسان مرا امشب ببر تا اوج که تا وقت اذان رعد ببندم من نماز عشق را با نيت قربت ببر تا سجاده مهتاب تا تسبيح اخترها ببر تا غيبت خورشيد مرا امشب ببر تا یک حضور ناب پنهانی مرا امشب ببر تا رعد تا غرش آن ابر که از فریاد بی آوای یک مظلوم می گرید ببر تا بی قراریهای شب برای رویت خورشید من امشب با حس ناب واژه باران فهمیدم دل آسمان عجب تنگ است که می گرید برای غیبت انسان برای غربت انسانیت در جمعیت انسان وای باران من امشب نمازم را پی قد قامت آن رعد؛ پی تسبیح اخترها ؛کنار سجده مهتاب به همراه رکوع ابر می خوانم برای غیبت انسان میان این همه تندیس انسانی تا ادراک ناب واژه خورشید می گریم پس ای باران ما امشب ببر تا شب.................................................................. امیدوارم موفق و وپیروز باشید
صادق    پنجشنبه، ۲۵ بهمن ۸۶ :: ۱۱:۰۴ بعدازظهر
حاج حمید اینجا همون وبلاگ صادق قدیمه ... من خیلی اینجا اومدم و منتظر شدم که بیاید اما .... سایه تون سنگین شده .... حاجی دعامون کن
صادق    پنجشنبه، ۲۵ بهمن ۸۶ :: ۱۰:۰۴ بعدازظهر
با سلام زیر باران به روز شد .................... التماس دعا
هرميون    پنجشنبه، ۲۵ بهمن ۸۶ :: ۴:۵۱ بعدازظهر
سلام حاجي...کجایید؟...خوشحال ميشم يه سري بزنيدبه وب...التماس دعا...ياعلي
آشنای غریب    پنجشنبه، ۲۵ بهمن ۸۶ :: ۲:۵۵ بعدازظهر
السلام علی الحسین و علی اولاد الحسین . و سلام بر حسینی رادگان و حسینی مسلکان زمان . عشق را بر بسته بودن مشکل است از رقیه دل بریدن مشکل است ... یاعلی مهدی ..............
صفحه اصلي | آرشيو | لينکستان | تماس با ما
جهت اطلاع از به روز شدن وبلاگ ايميل خود را وارد نماييد .

عضويت لغو عضويت