دوستای عزيز و مهربونم

 ســــلام

صدتا سلام . هزار تا سلام. اصلا يه عالمه سلام

بعد یه سال دوباره نوبت من شد که بیام اینجا

وای که نمیدونید چقدر دلم برای همه تون تنگ شده بـود

امسال بخاطر ماه محرم یه چند روزی زودتر اومدم

تا با هم یه جشن توپ برای تولدم بگیریم

ایشالله که بهتون خوش بگذره

     

من محمد مهدی هستم

امسال شش سالم پر شده رفتم توی هفت سال

محمد مهدی در کنار دریا - 86

توی این یه سال گذشته چند تا اتفاق جالب برام رخ داد

اولش اینکه

امسال تابستون با مامان و بابا و داداش میلادم رفتیم مکه

مدینه - قبرستان بقیع - تابستان 86           مدینه - مسجد النبی - تابستان 86 - من و داداش میلادم

مدینه - مسجد النبی - جلوی درب خانه حضرت زهرا (س) - تابستان 86

مدینه . مسجد النبی - تابستان 86 - داداش میلاد          مدینه - مسجد ذوقبلتین - تابستان 86 - من و داداش میلاد

وای که چقدر جاتون خالی بود .

اینقدر به من و داداش میلادم خوش گذشت 

بیاد همتون بودم و براتون دعا کردم

از این بالا که می خواستیم عکس بگیریم ، پلیس های بد اخلاق هی گیر میدادن

اما خب دیگه ما بلد بودیم چطوری عکس بگیریم . که . . .

          مکه . طبقه فوقانی مسجد الحرام . تابستان 86            مکه . طبقه فوقانی خانه خدا . تابستان 86 - داداش میلاد

وای که اگه بدونید برای گرفتن این عکس چقدر منو داداش میلاد خندیدیم

اینقدر شلوغ بازی و . . . از خودمون در میاوردیم که بابا حمید کلافه شده بود

بالاخره با هزار زحمت این عکسو ازمون گرفت

مکه . مسجد الحرام . تابستان 86 . من و داداش میلاد

بار اول خیلی کوچولو بودم ، خیلی یادم نیست ،

فقط فیلم های اون موقع رو می بینم یادم میاد که چقدر شیرین و شیطون بودم

مدینه . مهرماه 82           مدینه . مسجد النبی . تابستان 86

اما این دفعه رو خوب توی ذهنم مونده . وقتی تلویزیون اونجا رو نشون میده

فوری میگم : اینجا خونه خدا همونجایی که بودیم !‌!‌!

و اما اتفاق دوم

بسلامتی از امسال ما هم رفتیم جز محصلین

جلوی در خونمون . روز اول مهرماه 86

حیاط کودکستان . مهرماه 86             روز اول مهر 86 . آمادگی

دیگه حسابی برا خودمون بزرگ شدیم

اینم چند تا عکس از کودکستان و روز اولی که رفته بودم کودکستان

اگه بدونید چه شلوغ بازاریه این کودکستانمون

وقتی زنگ تفریح میخوره انگار که . . .

حیاط آمادگی همراه دوستام  .اولین روز مهرماه 86

زنگ تغذیه هم از اون خوراکی های خوشمزه ای که مامان تو ظرف تغذیه ام میذاره

حسابی از خودمون پذیرایی می کنیم

اینجا کلاسمونه. الانم زنگ تغذیه ست            فکر میکنید من توی چه فکریم ؟

آمادگی خیلی خوبه

یا عالمه دوست پیدا کردم که باهم بازی می کنیم

 یه خانم مربی داریم که دیگه نگید !‌!‌!

اینقدر مهربونه ، خیلی دوسش دارم.

اینم ماشینمه که باهاش میرم کودکستان

اینم ماشینمه . گواهینامه دارما 

 میخوام در آینده با همین ماشینم ،قهرمان رالی ایران بشم

مثل اینکه خیلی حرف زدم

یادم رفت شیرینی و کیک تعارف کنم . اینم یه کیک خوشمزه

بفرمائید کیک .... نوش جونتون...... اما کادو یادتون نره

خب ...

اميدوارم جشن تولدم بهتون خوش گذشته باشه

البته شرمنده ام كه وسيله چندانی برای پذيرايي نبود

دوست عزیز و مهربونم

از اینکه محبت کردی و به جشن تولدم اومدی

از صمیم قلب خوشحالم و ازتون متشکرم

دعا می کنم همیشه دلتون شاد باشه و گل خنده بر لبهاتون باشه

حالا که توی جشن تولدم اومدی

اینم هدیه من به شما دوست مهربونم

همتونو دوست دارم .اونم یه عالمه

زنده باشيد و پايدار

به امیددیدار  - خدانگهدارتون

محمد مهدی 


یکشنبه، ۱۶ دی ۱۳۸۶ - ۰:۱۱ صبح     

نظرات (66)
روح الله ندرلو    چهارشنبه، ۱۹ دی ۸۶ :: ۱۱:۳۵ بعدازظهر
سلام، محمد مهدی جان تولدت مبارک باشه .ان شاء الله 100 ساله بشی ، در ضمن پسر جون اون ساعت مارو بردار بیار D:
URL:
حاج علی    چهارشنبه، ۱۹ دی ۸۶ :: ۵:۲۰ بعدازظهر
سلام مجدد بر آقا محمد مهدی گل چطوری عمو جون؟ مجددا برایت عمری طولانی و در پناه حضرت حق و در کنار پدر و مادر بزرگوارت آرزومندم . بنده مخلص حاج حمید آقای گل و خانواده بزرگوارشان نیز هستم . و آنچه مزاح می گویم . ذره ای از میزان ارادتم به ایشان نخواهد کاست . با سپاس بی قیاس التماس دعا
صبا    چهارشنبه، ۱۹ دی ۸۶ :: ۰:۱۰ بعدازظهر
سلام مهربونم. الهی که همیشه مبارک باشه . الهی که همیشه برکت با تو یار باشه. الهی که خود هم برکت باشی. برای خونوادت وهممه آدما.
عمو و خاله    چهارشنبه، ۱۹ دی ۸۶ :: ۱۱:۲۱ صبح
سلام مهدی جان تولدت مبارک.خیلی خیلی مبارک باشه.ما دو بار برات کامنت گذاشتیم نیومده .انشاالله زیر سایه امام زمان و پدر و مادرت 120ساله بشی. خدارا شکر کن که توی این سن با پدر و مادرت جاهای خوب خوب رفتی.و قدر پدر و مادر خوبت رو بدون عزیزم. راستی هدیه ات هم پیش ما محفوظه. به مامان و بابا هم بگو،یه کیک تولد برات بخرند نه اینکه عکسشو بذارندبا 12 تا شمع .نکنه مال میلاده!!!!!!!!! شوخی بود عزیزم
متین    چهارشنبه، ۱۹ دی ۸۶ :: ۱۱:۰۰ صبح
تولدت مبارک ان شاالله زیر سایه ی پدر و مادر و امام زمانت خدمتگذار باشی از هدیه ای هم که دادی ممنون
فرزند روح الله    چهارشنبه، ۱۹ دی ۸۶ :: ۱۰:۲۱ صبح
با سلام و عرض تبريكات.
یوسف    چهارشنبه، ۱۹ دی ۸۶ :: ۱۰:۱۸ صبح
سلام... طبق معمول این کامنتینگ پدر جنابعالی، پدر ما رو در آورده... بابا کامنت که می ذاریم می پرونه... خلاصه مبارک باشه آقا محمد مهدی عزیز... ایشالله زیر سایه پدر و مادر هر سال همینجا جشن بگیری... ماشالله نشناختمت اونقدر که بزرگ شدی... داداشتو که دیگه هیچی... بسکه این بابات شجاعه... تقصیر یه مارمولکه... می گی نه از بابات بپرس... نه از اون نه حتما تحریف شده داستانو برات تعریف می کنه... خودم یه وقتی برات تعریف می کنم... راستی تو که از مارمولک نمی ترسی؟ :دی
عقیق    چهارشنبه، ۱۹ دی ۸۶ :: ۱۰:۱۷ صبح
سلام محمد مهدی گلم&تولدت مبارک قشنگم ببخش دیر اومدم امیدوارم سال شاد و خرمی را در کنار مامان و بابای مهربونت آغاز کنی و همیشه د رهمه جا شاگرد اول باشی...تو خونه ... پیش دوستات... تو مدرسه البته از سال دیگه :)) کیکت که خیلی خوشمزه به نظر میاد من که دهنم آب افتاد :)))) الهی همیشه شاد و سر زنده و سلامت باشی گل قشنگم و در کنار مامان و بابای خوبت به سلامتی زندگی کنی .:)
یوسف    چهارشنبه، ۱۹ دی ۸۶ :: ۱۰:۱۱ صبح
سلام... طبق معمول این کامنتینگ پدر جنابعالی، پدر ما رو در آورده... بابا کامنت که می ذاریم می پرونه... خلاصه مبارک باشه آقا محمد مهدی عزیز... انشالله زیر سایه پدر و مادر هر سال همینجا جشن بگیری... ماشالله نشناختمت اونقدر که بزرگ شدی... داداشتو که دیگه هیچی... بسکه این بابات شجاعه... تقصیر یه مارمولکه... می گی نه از بابات بپرس... نه از اون نه حتما تحریف شده داستانو برات تعریف می کنه... خودم یه وقتی برات تعریف می کنم... راستی تو که از مارمولک نمی ترسی؟ :دی
احمدی    چهارشنبه، ۱۹ دی ۸۶ :: ۸:۵۰ صبح
سلام برمحمدمهدی عزیزم ! خاله جان من همان روزاول آمدم و کلی چیز برایت نوشتم بخیالم هم ارسال شد. نگو این پیامگیر باباحمید باز ادا درآورده است و من ظاهرا پیام خود را نمی بینم.خب ! جانم برایت بگوید که تولدت مبارک! حاج محمدمهدی کوچک ! انشاالله که قلب وروحت به همراه بدنت بزرگ و بزرگترشود. معلوم است که وقتی آدم مامانش به خوبی و لطافت ریحانه باشد و بابیش هم بخوبی حاج حمید و داداش خوب و مهربانی مثل آقامیلاد داشته باشد بایدهم خودش بخوبی توباشد وشاید هم خیلی بهتر! آفرین به تو که جشن ات را قبل از محرم برگزار میکنی امیدوارم درزیر سایه مولا اباعبدالله و درکنار خانواده صمیمی و مهربانت با صفا وسلامتی روزهای خوبی داشته شوی و آنقدر بزرگ شوی تا با کمک میلاد، قلم بابا را دردست بگیری و چفیه او را برگردنت بپیچی و راه بزرگی که او و دیگر برادرانش آغاز کرده اند ادامه دهی.



اطلاعات شما ذخيره شود ؟
صفحه اصلي | آرشيو | لينکستان | تماس با ما
جهت اطلاع از به روز شدن وبلاگ ايميل خود را وارد نماييد .

عضويت لغو عضويت