به بهانه حلول ماه مبارک رمضان

رمضان آمده است و عطر آسمانى سحرهاى رمضان، عشق را در كالبد خسته عاشقان و عارفان جارى كرده است . خدايا! دوباره زمزمه « يارب، يارب ‏» سحرگاهان، شور خاصى در خانه مترو ك دلم جارى مى‏كند و ترنم « اللهم انى افتتح الثناء بحمدك‏» ، همه تشنگان جام وصلت را بى‏قراركرده است.
من در ميان سيل اشك عشاق، دست‏هاى بى‏پناهم را به سوى آسمان بر مى‏دارم و ديده بر افق مى‏دوزم . لب باز مى‏كنم تا بگويم، اما بغضى سنگين راه گلويم را مسدود مى‏كند و اشك در خانه چشمانم حلقه مى‏زند .
با روحى سرگردان و جسمى فرتوت، به سوى تو آمده‏ام و دست نياز به سوى تو دراز كرده‏ام كه جز تو دست‏ آويزى ندارم .
خداى من!
آمده‏ام تا قلب سياه شده‏ام را با نور كبريايى‏ات جلا بدهى و سياهى را از آن پاك كنى .
آمده‏ام تا كوير لم يزرع دلم را با باران رحمت الهى‏ات به گلستانى از شور و عشق، و شوق و طراوت تبديل سازى . آن ندا به من مى‏گويد: درد را بايد گفت ... حرف را بايد زد. و من آمده‏ام تا دردهايم را برايت‏بگويم، كه تو خود گفتى:صدباراگرتوبه شكستى،بازآ !
آمده‏ام و كوله بار سنگين گناهم را بر درب خانه‏ات نهاده‏ام كه تو مرا از گرداب آلودگى نجات بخشى كه من « در كلبه حقيرم چيزى دارم كه تو در بارگاه كبريايى‏ات ندارى من چون تويى را دارم و تو چون خود را ندارى! .»
آمده‏ام تا سينه‏ام را كه آينه‏اى است‏ با غبارى از غم و اندوه، پاك كنى .
آمده‏ام، چرا كه آشيان تهى دست مرا مرغ دستان تو پر مى‏سازد ...
آمده‏ام، چرا كه هيچ كس جز تو لايق دل بستن نيست،كه همه فانى‏اند و تو باقى!
آمده‏ام، چرا كه حالا دريافتم، دل هر كس دل نيست . 
آمده‏ام، چرا كه كودك قلب من، اين قصه شاد از لبان تو شنيد: مى‏توان به درون اين مزرعه خشك و تهى بذرى ريخت . مى‏توان از ميان فاصله‏ها را برداشت . دل من با دل تو هر دو بيزار از اين فاصله‏هاست . 
آرى به حقيقت منم آن نيازمندى كه به تو نياز دارم . اگر از تو باز دارم، به كه ندا به من مى‏گويد: باز كن پنجره را، صبح دميد . و من پنجره شهر دلم را باز مى‏كنم و شميم خوش و دلنواز يادت را به اتاق تاريك دلم مى‏فرستم . خانه سياه شده قلبم، نفسى تازه مى‏كشد و دست‏هاى بى‏پناهم آرام آرام بالا مى‏آيد و لبانم به نام تو متبرك مى‏شود . نامت را تكرار مى‏كنم و هر بار كه نامت را زير لب تكرار مى‏كنم، لبانم به لبخندى گشوده مى‏شود و جانى تازه مى‏گيرد! ندا فرياد بر مى‏آورد « الا بذكرالله تطمئن القلوب‏» و قلب من آرامش مى‏يابد!
وجودم آرامشى يافت كه تا به حال نچشيده بودم . خداى من! در دلم شوق تو، اكنون به نياز آمده‏ام .


سه شنبه، ۴ مهر ۱۳۸۵ - ۰:۱۵ صبح     

نظرات (46)
مهناز(ياس)    جمعه، ۷ مهر ۸۵ :: ۰:۱۷ صبح
بنام حق سلام...طاعات و عبادات قبول حق ان شا الله ... متشكر از حضورتون در وبلاگ ... وبلاگ زيبايي داريد . التماس دعا...يا علي مدد يا حق
چفیه    پنجشنبه، ۶ مهر ۸۵ :: ۹:۵۷ بعدازظهر
بنام خدا حلول ماه مبارک رمضان بر شما مبارک باد. از اینکه به من سر زدید ممنون هستم انشاءالله بتوانم در آینده از نظرات ارزشمند شما استفاده کنم . التماس دعا
عبدالفاطمه    پنجشنبه، ۶ مهر ۸۵ :: ۷:۰۹ بعدازظهر
اي خدا لحظه اي وآني ما رو به حال خودمون وامگذار الهي آمين يازهرا(س)
بيدل    پنجشنبه، ۶ مهر ۸۵ :: ۷:۰۹ بعدازظهر
سلام .بسيار زيبا بود دست شما درد نكنه . خيلي ممنون كه به منم سر زديد . حلول ماه مبارك رمضان بر شما هم مبارك باد و طاعات و عباداتتون قبول درگه حق تعالي . يا رب يا رب يا رب . با دعاي ابو حمزه اما با زبون ساده و خودموني به روزم ممنون ميشم نظرتون رو بدونم . التماس دعا موفق و مويد باشيد .
هلو    چهارشنبه، ۵ مهر ۸۵ :: ۹:۵۵ بعدازظهر
حاجي جان سلام! تقبل الله اعمالكم... سايت آرامي داري ، پْر روح و سرشار از معنويت. ... اما یک انتقاد کوچولو دارم که امیدوارم به بزرگواری خودت ببخشی: این لقب «حاجی» را اگر به خودت نمی‌دادی خیلی به‌تر بود! درست که به‌جای آوردن مناسک حج بر همه‌ی مسلمانان واجب است؛ اما همین دین عزیزمان برای به‌جا آوردن‌اش هزاران پیش شرط گذاشته ‍‍... ولی متاسفانه (سوتفاهم نشه و بلانسبت شما) ،خیلی‌ها لقب«حاجی»، براشون شده سرقفلی کسب و کار ! به نظر من آدم‌ها وقتی کامل‌می‌شوند که شخصیت و هویت‌اشان را با مقوله تیپ سازی اشتباه نگرفته باشند! رفته بودم یک سایت ، طرف پای مطلب‌اش امضا کرده بود «مهندس» فلانی ... خیلی حالم گرفته شد! براش نوشتم : مهندس و دکتر شدن و اینا دلیلی نمی‌شه تا خواننده را به این وسیله مرعوب و شیفته کنیم! مشک آن‌است که خود ببوید نه آن‌که... چی؟ یا علی
حسين شاهد    چهارشنبه، ۵ مهر ۸۵ :: ۹:۳۵ بعدازظهر
سلام: سلامی گرم...طاعات و عبادات قبول در گاه حق تعالی- دوست عزیز وبلاگ جالب و مفيدي داريد استفاده كرديم التماس دعا درد دل دوستان گر تو پسندی رواست هر چه مراد شماست غایت مقصود ماست بنده چه دعوی کند؟ حکم خداوند راست گرقدم می نهی تا بنهم چشم راست منم با مطلب زیربروزم. التماس دعا- یا علی مدد مرگ بر ضد ولایت فقیه((ولایت فقیه 2)) انبيا مجريان احكام الهي همانطور كه بيان شد خداوند انسانها را يكسان آفريده و هيچ كس ذاتا حق حكومت بر ديگري را ندارد و حق حاكميت و رهبري از آن خداست : ان الحكم الا لله ( انعام : 57 )حكم و فرمان تنها از آن خداست .
خاتون تنهايي    چهارشنبه، ۵ مهر ۸۵ :: ۸:۴۰ بعدازظهر
سلام الهي و ربي من لي غيرك خدايا رب من جز تو كسي را ندارم. زمزمه شبهاي زيباي رمضان ماست. چه زيبا نوشتي برادر ارجمند اميدوارم بركات خداوند در اين ماه عزيز بر شما و خانواده محترمتان بارش گيرد. التماس دعا در سحرها و هنگامه افطار دارم. يا علي مدد
بامدادماچياني    چهارشنبه، ۵ مهر ۸۵ :: ۸:۱۰ بعدازظهر
ارادت ممنون حاجي.لطف كردي به سري فقر ما سر زدي.آنانكه خاك را به نظر كيميا كنند آيا بود كه گوشه ي چشمي به ما كنند التماس دعا حق مدد
عزيز دل برادر    چهارشنبه، ۵ مهر ۸۵ :: ۵:۳۴ بعدازظهر
سلام عليكم برادر بزرگوار حاج حميد .تقبل االه ماه مبارك رمضان. حاجي ستاره سهيل شدي به فقير و فقرا هم سر بزن عزيز دل برادر. از جسم بهترين حركاتى صلاة دان وز نفس بهترين سكناتى صيام دان
م.میراحمدی    چهارشنبه، ۵ مهر ۸۵ :: ۵:۲۴ بعدازظهر
دوباره بعد از يكسال مولاي مهمان نواز من سفره گستردي...



اطلاعات شما ذخيره شود ؟
صفحه اصلي | آرشيو | لينکستان | تماس با ما
جهت اطلاع از به روز شدن وبلاگ ايميل خود را وارد نماييد .

عضويت لغو عضويت