لطفاً خودتو دريك جمله معرفي كن
چيزي كه موجب آزار آدم‌هاست.

از كي كارتو شروع كردي؟
از وقتي آدم از آب و گل در آمد و هوس سيب و گندم به سرش زد.

هنر مورد علاقه‌ات چيه؟
خطاطي، معمولاً روي مغز آدم‌ها نستعليق مي‌رم تا در انجام بعضي كارها مردد شوند و كمي فكر كنند.

تو روشن‌تري، يا آينه؟
آينه معمولاً تصوير واقعي را نشان مي‌دهد، ولي من تصوير حقيقي را. آيينه مي‌گويد تو چطور هستي و من روشن‌تر از او مي‌گويم چطور بايد باشي.

با عقل رابطه‌ات چطوره؟
به پدرخواندگي قبولش دارم، من و عقل مثل يك جاده‌ايم كه از عقل شروع مي‌شود، با من ادامه پيدا مي‌كند و (حقيقت) آخر جاده است.

از صداي سخن عشق ...؟
عشق اتفاقي است كه در قلب انسان مي‌افتد و مقدس است. به نظر من عشق، حقيقي و مجازي ندارد. هميشه حقيقي است و تنها در آسمان پيدا مي‌شود. ما اشتباهاً اسم غليان احساس خود را عشق مي‌گذاريم و آن را مقدس مي‌كنيم. انسان هرچقدر كه به آسمان نزديك‌تر باشد، همان‌قدر عاشق‌تر است.

پس عشق‌هاي مجازي ...؟
آن‌ها يك نوع عكس‌العمل شديد عاطفي هستند، در برابر يك زيبايي كه به خاطر شدتشان با عشق، اشتباه مي‌شوند.

نقش تو در عالم عشق چيه؟
من مرز بين عشق حقيقي و احساس برافروخته‌ام. هركجا كه ترس از انجام كاري يا ترديد در احساسي به وجود مي‌آيد، اين منم كه با تو حرف مي‌زنم.

اولين مسافرت؟
از احساس به عقل

آخرين مسافرتي كه كردي؟
از عقل به عشق

كوتاه ‌ترين مسافت؟
راه بين عقل و عشق؛ عشقي كه آسماني و مقدس است مورد تأييد عقل و يگانه با اوست و عقلي كه از منبعي مقدس الهام مي‌گيرد، برادر خواندة عشق است.

مرگ يعني؟
يخ زدن؛ وقتي چيزي در انسان با او صبحت نمي‌كند، فطرت خاموش مي‌شود.

زندگي؟
بودن، ماندن و مبارزه‌كردن.


صفحه اصلی | آرشیو | درباره | تماس با ما
جهت اطلاع از به روز شدن وبلاگ ايميل خود را وارد نماييد .

عضویت لغو عضویت
حاج حمید
بازدید امروز:10
بازدید دیروز: 59
بازدید از ابتدا:106451
افراد آنلاین : 1نفر
تعداد مطالب : 313
تعداد نظرات : 10320